مرتضى مطهرى

100

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىآورد . عمل « تداعى معانى » روى صورتهاى موجود جمع شده صورت مىگيرد بدون آنكه دخل و تصرفى و كم و زيادى صورت گيرد . 3 . عمل سوم ذهن تجزيه و تركيب است . ذهن علاوه بر دو عمل فوق يك كار ديگر هم انجام مىدهد و آن اين كه يك صورت خاص را كه از خارج گرفته تجزيه مىكند ، يعنى آن را به چند جزء تقسيم و تحليل مىكند ، در صورتى كه در خارج به هيچ وجه تجزيه‌اى وجود نداشته است . تجزيه‌هاى ذهن چند گونه است : گاهى يك صورت را به چند صورت تجزيه مىكند ، و گاهى يك صورت را به چند معنى تجزيه مىكند . تجزيهء يك صورت به چند صورت ، مانند اين كه يك اندام كه داراى مجموعى از اجزاء است ، ذهن در ظرفيت خود آن اجزاء را از يكديگر جدا مىكند و احياناً با چيز ديگر پيوند مىزند . تجزيهء يك صورت به چند معنى مثل آنجا كه « خط » را مىخواهد تعريف كند كه به « كمّيت متصل داراى يك بعد » تعريف مىكند يعنى ماهيت خط را به سه جزء تحليل مىكند : كمّيت ، اتصال ، بعد واحد ؛ و حال آن كه در خارج سه چيز وجود ندارد . و گاهى هم تركيب مىكند . آن هم انواعى دارد . يك نوع آن اين است كه چند صورت را با يكديگر پيوند مىدهد ، مثل اين كه اسبى با چهرهء انسان تصوير مىكند . سر و كار فيلسوف با تجزيه و تحليل و تركيب معانى است . سر و كار شاعر يا نقّاش با تجزيه و تركيب صورتهاست . 4 . تجريد و تعميم . عمل ديگر ذهن اين است كه صورتهاى ذهنى جزئى را كه به وسيلهء حواس دريافت كرده است « تجريد » مىكند ؛ يعنى چند چيز را كه در خارج هميشه با هم‌اند و ذهن هم آنها را با يكديگر دريافت كرده ، از يكديگر تفكيك مىكند . مثلًا عدد را همواره در يك معدود و همراه يك شىء مادّى دريافت مىكند ، ولى بعد آن را تجريد و تفكيك مىكند به طورى كه اعداد را مجزّا از معدود تصور مىنمايد . از عمل تجريد بالاتر عمل « تعميم » است . « تعميم » يعنى اين كه ذهن صورتهاى دريافت شدهء جزئى را در داخل خود به صورت مفاهيم كلّى در مىآورد . مثلًا از راه حواس ، افرادى از قبيل زيد و عمرو و احمد و حسن و محمود را مىبيند ولى بعداً ذهن از همهء اينها يك مفهوم كلّى و عامّ مىسازد به نام « انسان » . بديهى است كه ذهن هيچگاه انسان كلّى را به وسيلهء يكى از حواس ادراك نمىكند ، بلكه پس از ادراك انسانهاى جزئى يعنى حسن و محمود و احمد ، يك صورت