مرتضى مطهرى

94

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اين مور هم جان دارد ، اين اسب هم جان دارد ، اين گوسفند هم جان دارد و درك مىكند ؟ يعنى از اثر و از معلول به شأن علت [ كه ] علم اين حيوان باشد ، درك اين حيوان باشد ، احساس اين حيوان باشد پى مىبريم . اين خودش نوعى ايمان به غيب است . همين افرادى كه مىگويند ما جز به محسوسات ايمان نمىآوريم ، اگر درست مدركات خودشان را تحليل كنند مىبينند نيمى از علمها و اطلاعات آنها ايمان به غيب است يعنى ايمان به نهان است . از همين ظاهر و از همين شهادت به اصطلاح ، ما به آن غيب ايمان مىآوريم . بلكه دربارهء انسانها هم همين جور است ، همين احتمال را ما به چه دليل مىتوانيم نفى كنيم كه [ من ] بگويم من خودم خوب مىفهمم ، خودم چون مستقيم خودم را درك مىكنم ، علم حضورى دارم ، خودم را مىدانم كه درك مىكنم اما از كجا كه رفيقم جان داشته باشد ؟ شايد رفيقم يك ماشين بسيار بسيار دقيقى است بدون اينكه درك كند ولى وقتى من يك حرفى مىزنم او يك جوابى همين جورى مىدهد . بازهم جز اينكه ما از همين آثار وجودش به اين حالت معنوى او و صفت او علم داريم ، چيز ديگرى در كار نيست . صفات ديگرى هم در كار هست : مىگوييم فلان كس آدم مهربانى است ، فلان كس آدم با ايمانى است ، فلان كس آدم خوبى است ، فلان كس آدم قسىّالقلبى است - اينها همه صفات است ، شئون است - اينها را ما از راه همين آثار درك مىكنيم . بنابراين خود معلولهاى عالم مىتوانند صفت علت خودشان را نشان بدهند : عظمت علت را نشان بدهند ، علم علت را نشان بدهند . اين تعبيرى هم كه در قرآن كريم آمده است ، كلمهء « آيات » ، نشانه‌ها ، آيينه‌ها ، همين است ، مىخواهد بفرمايد مخلوقات آيينهء پروردگارند ، نه فقط آيينهء وجودش كه خدايى وجود دارد ، آيينهء صفات پروردگار هم هستند : آيينهء حكمت پروردگار ، آيينهء قدرت پروردگار ، آيينهء علم پروردگار . اينجا ضمنا يك بحث ديگرى هست و آن اين است : ما از نظر كلى بحث كرديم ، معناى نظم را گفتيم ، دلالت كردن نظم را بر ناظم به آن معنا ، بر علم و ادراك ناظم بيان كرديم ، و يك مطلب ديگر باقى است كه من خيال نمىكنم ديگر در اين جلسه لازم باشد طرح كنيم يا آنكه من بخواهم اينجا آن مسأله را براى شما طرح كنم و آن اينكه شروع كنيم شواهدى از نظمهايى كه در قسمتهاى مختلف عالم وجود دارد مخصوصا در عالم جاندارها ، اينها را يك يك ذكر كنيم . اولا اين [ مبحث ] آن قدر مفصل است كه با سالها