مرتضى مطهرى

70

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دنيا پيدا نخواهيد كرد كه منكر علت فاعلى باشد يا به تعبير ديگر منكر نظم فاعلى عالم باشد ، كما اينكه هيچ الهى هم در دنيا پيدا نمىشود كه منكر اين جهت باشد . اختلاف الهيون و ماديون مربوط به علت فاعلى نيست و اگر نظمى هم در دنيا كسى مىگويد ، نظم ناشى از علت فاعلى را كسى نمىخواهد دليل بر وجود خدا بگيرد ؛ چون علت فاعلى هم نظم مىدهد اما چنين نظمى ، به همين مقدار نظم كه هر معلولى ناشى از يك علتى است و هر علتى هم به نوبهء خود منشأ است براى يك معلولى . اين هم خودش نظم مىدهد به معناى اينكه حلقهء زنجيرى درست مىكند ، رابطهء زنجيرى درست مىكند . نظم به معنى رابطهء زنجيرى حوادث را كه ناشى از علت فاعلى است هيچ كسى منكر نيست ، بلكه ماديين بيش از ديگران روى اين قضيه تكيه مىكنند . ولى يك نظم ديگرى داريم كه آن نظم ناشى از علت غايى است . اين نظم است كه مورد اختلاف است كه آيا چنين نظمى كه از علت غايى در عالم حكايت كند وجود دارد يا وجود ندارد ؟ مادى منكر اصل علت غايى است و منكر وجود نظمى است كه آن نظم الزاما ناشى از علت غايى باشد ، و الهيون معتقدند كه نه ، نظم عالم به شكلى و به نحوى است كه بدون آنكه ما اصل علت غايى را دخالت بدهيم ، قابل توجيه نيست . پس بحث در اين نظم است ، نظم ناشى از علت غايى . نظم ناشى از علت غايى اين جور پيدا مىشود : در مواردى تنها فرض علت فاعلى براى آن نظم كافى نيست . در مواردى كه فرض وجود داشتن علت فاعلى براى آن نظم كافى نباشد ، اينجاست كه چاره‌اى نيست كه ما بايد يك علت غايى را هم فرض كنيم . مثلا همان مثال « نوشته » كه مثال سادهء خوبى هم هست ، اگر شما روى يك صفحهء كاغذ ببينيد از اوّل اين صفحه تا آخر آن يك نامهء مفهوم و معنىدار نوشته شده است ، در اين نامه پنج‌تا مطلب حسابى است : دستور ، سفارش ، بيان اين جور چيزها ، در اينكه اين نامه علت فاعلى داشته است يعنى يك نيرويى بوده است كه اين جوهر را بر روى اين صفحهء كاغذ كشيده بحثى نيست ، ولى اين نيرو مىتواند نيروى شاعر باشد ، مىتواند نيروى غير شاعر باشد ، يعنى مىشود فرض كرد كه مثلا برق آمده باشد خودنويس را همين جور حركت داده باشد ؛ يا نه ، شاعرى كه شعورش به اين حد نرسد ، يك بچهء پنج سالهء مدرسه نرفته‌اى كه اساسا با خط آشنا نيست آمده باشد خودنويس را از پدرش دزديده باشد ، صفحهء كاغذ را هم برداشته باشد ، همين جور خطكشى كرده ، خودش هم هيچ متوجه نبوده چه كار مىكرده است ولى اتفاقا اين خطكشىهايى كه او كرده است اين