مرتضى مطهرى
71
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
صفحهء منظم را به وجود آورده ، ده تا مطلب از اين صفحه در آمده است . يك بچه با يك آدم تحصيلكردهء درس خواندهء خط ياد گرفته تفاوتش در علت فاعلى نيست ، نيروى دست بچه هم كافى است براى اينكه اين را بنويسد . يك بچه يا يك آدم بىسواد مدرسه نرفته ، يك دهاتى بىسواد از لحاظ علت فاعلى هيچ تفاوتى با يك درس خوانده ندارد ولى از يك نظر ديگر تفاوت دارد و آن اين است كه آن آدم درس خوانده مىداند كه يك كلمهاى را اگر بخواهد بنويسد كه فلان مفهوم از آن فهميده شود ، اوّل بايد حرف اوّل را مثلا به چه شكل بنويسد ، حرف دوم را به چه شكل ، حرف سوم ، چهارم و پنجم تا يك مطلب معنىدار از كار در بيايد ، يعنى بايد انتخاب كند . خوب ، اين نيرو وقتى كه اين خط را مىخواهد بنويسد هزار جور ممكن است بنويسد ، ممكن است از اين طرف بكشد ، ممكن است بالا ببرد ، ممكن است پايين بياورد ، باز اوّلى را كه نوشت در دومى همين جور بايد انتخاب كند ، يعنى يك راه را از ميان صدها راه انتخاب كند . از نظر علت فاعلى ، هزار شكل مىشود اين حرف اوّل را نوشت و به هزار شكل هم حرف دوم ، به صد هزار شكل حرف سوم ، ولى او پىدرپى انتخاب مىكند . پس شعور لازم دارد ، يعنى درك لازم دارد ، فهم لازم دارد ، بايد بفهمد چه رابطهاى ميان اين عمل و آن نتيجه وجود دارد تا خوب بتواند انتخاب كند . در اين جور موارد ما مىگوييم تنها فرض علت فاعلى - يعنى وجود نيرويى كه آن نيرو كافى باشد براى اين كار از نظر مقدار نيرو ، انرژى و هر چه بخواهد مصرف بشود - كافى نيست بلكه يك ادارهاى ، يك كنترلى هم براى اين نيرو بايد وجود داشته باشد ، يك انتخاب بايد وجود داشته باشد ، يك اختيار بايد وجود داشته باشد به طورى كه كلمهء « براى » در آنجا محقق بشود ، يعنى هر چيزى نشان بدهد كه وسيله است براى يك هدفى ، اين وسيله براى آن ، آن وسيله براى آن . اينجاست كه ما مىگوييم تنها فرض علت فاعلى براى به وجود آمدن اين شىء كافى نيست ، حتما بايد فرض علت غايى بشود كه عبارة اخرى از اين است : بايد حتما فرض كرد كه فاعل داراى قوهء شعور به معنى فهم و درك اين كار و حكمت و تدبير بوده است به طورى كه نيروى خودش را اداره مىكرده است . - منظور داشته . استاد : بله ، منظور داشته و انتخاب مىكرده است . هميشه در سر دوراهىها ، بلكه