مرتضى مطهرى
54
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بچه كه به دنيا مىآيد به حكم يك غريزهء اصيل گردنش را كج مىكند ، لبهايش حركت مىكند ، در جستجوى پستان است ، پستانى كه آن را از راه فكر و عقل و حس يعنى تجربه و آزمايش نشناخته ، اصلا تا حالا با آن تماس نداشته ولى غريزه آن را مىكشاند ، خودش هم نمىداند ، كشيده مىشود بدون اينكه خودش بفهمد كه به كجا كشيده مىشود و چرا كشيده مىشود . خوب ، اين يك راه است كه ما اين را خيلى به طور اختصار شرح داديم و اگر بنا بشود اينها نوشته شود خيلى بايد به تفصيل بيشتر نوشته شود و به نظر من همين مقدار كافى است . را علمى يا شبه فلسفى اما آن راههاى ديگر . يك راه را ما عرض كرديم راه علمى است ولى گفتيم شبه فلسفى . راه علمى كه علمى محض بخواهد باشد ، بر خلاف نظريهء بسيارى از افراد محال است كه بتواند خدا را به انسان معرفى كند . يعنى چه ؟ يعنى راهى كه علم به طور مستقيم بخواهد خدا را به انسان نشان بدهد [ وجود ندارد ] ، چرا ؟ چون علم كارش اين است كه پديدههاى عالم را به انسان مىنماياند ، يعنى بايد شىء كوچك باشد تا علم بتواند آن را نشان بدهد . علم مىتواند يك عنصر از عنصرهاى طبيعت را براى انسان كشف كند . علم مىتواند مثلا براى انسان يك سياره در منظومهء شمسى كشف و پيدا كند ، اما علم ( 1 ) هرگز به طور مستقيم نمىتواند خدا را به انسان نشان بدهد . اگر يك چيزى اين جور محاط علم و تجربه و آزمايش در بيايد ، اين نمىتواند خدا باشد ، كما اينكه نمىتواند روح باشد ، كما اينكه نمىتواند زمان باشد ؛ يعنى اين امورى كه محدود به يك حد معيّنى نيست ، از حدود تجربه و آزمايش خارج است . بله ، علم به طور كمك و معاون و غير مستقيم مىتواند خدا را نشان بدهد و بسيار معاون و كمك خوبى است . به چه شكل ؟ همانجاست كه باز بايد [ علم ] با فلسفه يعنى با عقل دست به دست يكديگر بدهند . چطور ؟ اين راه ، شناختن خدا از طريق مخلوقات است يعنى از طريق موجودات و واقعياتى كه ما مستقيم با آنها در تماس هستيم . اين ديگر به حس
--> ( 1 ) . مقصود ما از علم ، تجربه و آزمايش و مشاهده و از اين قبيل است .