مرتضى مطهرى
45
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
غزلى است از حاجى سبزوارى كه غزل حافظ را استقبال كرده است . در اين زمينه ، ديگر زبان شعراى ما پر است و نمىخواهيم واردش بشويم . فقط همين قدر مىخواهيم اشاره كنيم به اين مطلب كه عرفا عشق الوهى را در فطرت همهء انسانها مىدانند . حتى راجع به آيهء « وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ » ( 1 ) ( خدا حكم كرده است كه جز او هيچ چيزى را پرستش نكنيد ) - براى اينكه بدانيد كه مطلب را تا كجاها بردهاند - عرفا يك حرفى گفتهاند كه داد و قال فقها را بلند كردهاند . عرفا گفتند اين قضا قضاى تكوينى است و اجتنابناپذير است ( اتفاقا از ابن عباس هم روايتى در همين زمينه هست ) يعنى براى بشر امكان ندارد غير خدا را پرستش كند . مىگويد پس بتپرست چيست ؟ مىگويد بتپرست هم خودش نمىداند خدا را پرستش مىكند ، طبيعتش او را به دنبال خدا راه انداخته است ولى اشتباه در تطبيق مىكند . در همين جا يك حرفهايى زدند كه ديگر سر و صدا هم راه انداخته : مسلمان گر بدانستى كه بت چيست * يقين كردى كه دين در بتپرستى است اين يك طنزى به اين مطلب است ، نه اينكه بخواهد بتپرستى به اين مفهوم كثيفش را تأييد كند . مىخواهد بگويد آن بتپرست هم در واقع خداپرست است ، يعنى آن حس پرستش واقعى خداست كه او را به اين طرف و آن طرف كشانده ، منتها خدا را گم كرده ، معبود واقعى خودش را گم كرده ، حقيقت را گم كرده ، به مجاز چسبيده اما علت چسبيدنش به مجاز ، آن حس واقعى است كه او را به دنبال حقيقت روان كرده است . نظر فلاسفه و روانشناسان جديد اين طور نيست كه علماى جديد ( روانشناسان و فيلسوفان جديد ) اين مطلب را تأييد نكرده باشند . نمىخواهم بگويم وحدت نظر كاملى وجود دارد ولى
--> ( 1 ) . اسراء / 23 .