مرتضى مطهرى
44
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مرحله تصديق كردند و گفتند : بلى . - اين اشارهاى به آدم و حوّا نيست ؟ استاد : « ظهورهم » دارد ، « ظهورهما » كه ندارد . بعد هم نسبت به حوّا كه « ظهر » صادق نيست ، نسبت به او « بطن » صادق است . « ظهر » را نسبت به مرد مىگويند . آيه مىخواهد بگويد انسان قبل از آنكه در اين دنيا به شكل انسان به وجود بيايد ، در خميرهاش اقرار به وجود خداوند هست . بلكه قرآن يك اصل كلىترى را بيان مىكند ؛ اصل كلىتر قرآن اين است كه در تمام موجودات تمايل به حق وجود دارد : أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ( 1 ) . چقدر ما آيه در قرآن داريم به عبارت : « سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » ، « يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ » ، « لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ ( يا ما فى السَّماواتِ ) » . با تعبير « سبّح » ، « يسبّح » ، « يسجد » قرآن مىخواهد بگويد كه تمام مخلوقات در باطن ذات خودشان مسبّح پروردگارند ، منزّه پروردگارند و به سوى او - بخواهند يا نخواهند - در حركت و تكاپو هستند و مىروند ، ولى خوب ما نمىخواهيم به قرآن استدلال كرده باشيم ، ما مىخواهيم بگوييم اين مطلب در قرآن هم تأييد شده است . عرفاى خودمان كه در اين زمينه ، ديگر فوق العاده داد سخن دادهاند . آنچه شما در زبان عرفان به نام « عشق » مىشنويد همين است : شورش عشق تو در هيچ سرى نيست كه نيست * منظر روى تو زيب نظرى نيست كه نيست ( 2 )
--> ( 1 ) . آل عمران / 83 . ( 2 ) . ادامهء غزل به اين صورت است : نيست يك مرغ دلى كش نفكندى به قفس * تير بيداد تو تا پر به پرى نيست كه نيست نه همين از غم او سينهء ما صد چاك است * داغ او لاله صفت بر جگرى نيست كه نيست موسىاى نيست كه دعوى انا الحق شنود * ورنه اين زمزمه اندر شجرى نيست كه نيست چشم ما ديدهء خفّاش بود ورنه تو را * پرتو حسن به ديوار و درى نيست كه نيست گوش اسرار شنو نيست و گرنه « اسرار » * برش از عالم معنا خبرى نيست كه نيست