مرتضى مطهرى
43
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دانشمندان اينها را قبول دارند . اين كسى كه مىگويد خداشناسى فطرى است ، مىگويد در وجود انسان يك تمايل عالى هست كه آن تمايل به پرستش است ؛ خودش را با يك حقيقتى وابسته و پيوسته مىداند و دلش مىخواهد به آن حقيقت نزديك شود ، از زندان « خودى » خارج شود ، او را تسبيح كند ، او را تنزيه كند ، به سوى او برود . يك تمايل اين گونه در وجودش هست كه او را مىكشد . روى اين حساب پس در دل انسان نه در مغز انسان ، در كانون تمايلات و احساسات انسان ، پايهء خداشناسى هست از باب اينكه در اينجا يك تمايلى به سوى خدا هست . اين حرف را چه كسى گفته است ؟ ما در همهء مباحثى كه بعدها بحث مىكنيم ، يكى از مباحثمان اين است كه ببينيم در قرآن آيا يك حرف پايهاى دارد يا ندارد ؟ دانشمندان در اين زمينه چه گفتهاند ، قديم و جديد ؟ ما نمىخواهيم دربارهء اين مطلب زياد بحث كنيم ؛ فقط آن مقدار لازم را بحث مىكنيم ، به اشاره اكتفا مىكنيم . اما در قرآن كريم ريشهء اين مطلب را ما به خوبى پيدا مىكنيم ، همان آيهاى كه مىفرمايد : « فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » ( 1 ) دين را يك امر فطرى مىداند ، همان تمايل دينى را در فطرت هر كسى موجود مىداند ، ميل به سوى حق را در وجود هر كسى فطرى مىداند ؛ و تنها اين نيست ، به صورتهاى مختلف اين [ حقيقت ] در قرآن بيان شده ، [ از جمله ] همين آيهاى كه به اصطلاح « آيهء ذر » ناميده مىشود . در قرآن نام عالمى به نام عالم « ذر » [ به صورت ] جدا نيست ولى چنين حقيقتى هست : وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ ( 2 ) . مسلّم اين آيه يك رمزى ، يك حقيقتى را دارد مىگويد . آيه نمىگويد كه خداوند ذرّيّهء آدم را از پشت آدم بيرون كشيد ؛ آيه مىگويد كه ذريهء هر كسى ، ذريهء همهء مردم را در پشت همهء مردم بيرون كشيد : « وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ( نه « مِنْ ظَهْرِ آدَم » ) ذُرِّيَّتَهُمْ » . در آنجا كه مردم هنوز در اصلاب آباء بودند ، اينها را بر نفس خودشان گواه گرفت و از آنها پرسش كرد : « أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ » آيا من پروردگار شما نيستم ؟ اينها در همان
--> ( 1 ) . روم / 30 . ( 2 ) . اعراف / 172 .