مرتضى مطهرى
31
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ ( 1 ) . اول موجودات اوست ، آخر موجودات هم اوست . از اين ديگر تعبير رساترى دربارهء خدا نمىشود پيدا كرد . وقتى مىگوييم خدا يعنى اوّل موجودات ، يعنى آن كه موجودات از او پيدا شدهاند ، و آخر موجودات [ يعنى ] آن كه موجودات به او بازگشت مىكنند . دربارهء آخرت قرآن اين طور مىفرمايد : « يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ » ( 2 ) اينها يك ظاهرهاى ، نمودى ، پديدهاى از زندگى دنيا مىبينند ، اما از آخرت كه از اين نوع نيست غافل هستند ، يعنى نسبت دنيا و آخرت را نسبت ظاهر و باطن حساب مىكند . غرض اين جهت است كه عمده مسألهاى كه در باب توحيد هست صحيح طرح كردن آن است . يك مسائلى كه ما بايد بعد صحبت كنيم ، از حالا - و لو به نحو اشاره - عرض مىكنيم : « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » ( 3 ) را انسان در تصور اوّلش از خدا بايد در نظر داشته باشد . لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ . هيچ چيزى مانند او نيست ، او مانند ندارد . اين مفهومهاى « سبحان اللَّه » ، « سبحان ربّى العظيم » ، « سبحان ربّى الاعلى » ، « سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ » ( 4 ) و « اللَّه اكبر » ، اين مفاهيم را انسان در تصور اولى كه مىخواهد از خدا داشته باشد بايد در ذهنش داشته باشد . خدا منزه است از توصيفاتى كه اينها مىكنند ؛ خداى من ، پروردگار عظيم من منزه است از توصيفى كه خود من مىكنم . « اللَّه اكبر » يعنى « اللَّه اكبر من ان يوصف » . انسان دربارهء موجودى بحث مىكند كه اصلا برتر است از وصف او و از توصيف او ، منزه است از هر گونه محدوديتى و از هر گونه نقصى . « فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ » ( 5 ) ببينيد خدايى كه قرآن بيان مىكند اين است : « رو به هر طرف كه بايستيد رو به خدا ايستادهايد » . اين خاصيت آن موجودى است كه جزئى از اجزاى
--> ( 1 ) . حديد / 3 . ( 2 ) . روم / 7 . ( 3 ) . شورى / 11 . ( 4 ) . صافّات / 180 . ( 5 ) . بقره / 115 .