مرتضى مطهرى
63
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وحدت مسائلش ذاتى است هيچ مانعى ندارد كه از نظر مسائل متداخل باشند . علت تداخل مسائل فلسفى و كلام و يا مسائل روانشناسى و كلام و يا مسائل اجتماعى و كلام همين امر است . برخى از علماى اسلامى در صدد بر آمدهاند براى علم كلام موضوع و تعريفى بيابند نظير موضوع و تعريفى كه براى علوم فلسفى هست ، و نظريّات مختلفى در اين زمينه ابراز كردهاند ؛ و اين اشتباه است ، زيرا موضوع مشخّص داشتن مربوط است به علومى كه مسائل آن علوم وحدت ذاتى دارند ، اما علومى كه مسائل آنها وحدت اعتبارى دارند نمىتوانند موضوع واحدى داشته باشند . در اينجا بيش از اين نمىتوان بحث كرد . نامگذارى يك بحث ديگر اين است كه چرا اين علم به نام « كلام » ناميده شد و در چه زمانى اين نام به آن داده شد ؟ برخى گفتهاند به اين سبب « كلام » ناميده شد كه قدرت دارندهء خود را در سخن و استدلال فزونى مىدهد . برخى مىگويند از آن جهت « كلام » ناميده شد كه روش و عادت علماى اين فن اين بود كه در كتب خود سخن خود را با تعبير « الكلام فى كذا » و « الكلام فى كذا » آغاز مىكردند . بعضى گفتهاند از آن جهت « كلام » ناميده شد كه سخن در اطراف مباحثى بود كه به عقيدهء اهل حديث دربارهء آنها بايد سكوت كرد ؛ و بعضى گفتهاند كه اين نام آنگاه به ميان آمده كه بحث مخلوق بودن و يا مخلوق نبودن « كلام اللّه » ميان مسلمين طرح گرديد و صفآرايى شديدى شد و مردم زيادى كشته شدند و به همين مناسبت آن دوره را « دورهء محنت » ناميدهاند ؛ يعنى چون در دورهء محنت اكثر مباحثات اصول دينى در اطراف حدوث و قدم كلام اللّه دور مىزد ، علم اصول دين به نام « علم كلام » ناميده شده . اينها وجوهى است كه در وجه تسميهء « علم كلام » گفته شده است . مذاهب و فرق كلامى مسلمين همانطور كه از نظر فقهى و آنچه مربوط است به فروع دين و مسائل