مرتضى مطهرى

28

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اگر آزمايش آن را تأييد كرد ، به صورت يك اصل ، يك قانون به ثبوت رسيده مورد قبول واقع مىشود و تا فرضيّه‌اى كامل‌تر و جامع‌تر كه با آزمونهاى بيشترى تأييد شود پيدا نشود ، آن اصل علمى به قوّت اعتبار خود باقى است ، به محض تأييد شدن فرضيّهء جامع‌تر ، جاى خود را به او مىدهد . علم به اين طريق به شناخت علّتها و سببها و شناخت معلولها و اثرها مىپردازد ، با آزمايش عملى علّت چيزى و يا معلول و اثر چيزى را كشف مىكند و آنگاه به سراغ علّت علّت يا معلول معلول مىرود . كار علم از آن جهت كه بر آزمون عملى مبتنى است مزايايى دارد و نارساييهايى . بزرگترين مزيّت شناخت علمى اين است كه دقيق و جزئى و مشخّص است . علم با بررسيها و فرضيّه‌ها و آزمونهاى خود قادر است دربارهء كوچكترين پديدهء طبيعت هزاران آگاهى به انسان بدهد ؛ از يك برگ درخت دفترى از معرفت بسازد . ديگر اينكه چون قوانين حاكم بر يك موجود خاص را به دست مىدهد ، راه تسلّط و تصرّف بشر در آن موجود را به او مىنماياند و از اين راه صنعت و تكنيك را به وجود مىآورد . امّا شناخت علمى به موازات اينكه دقيق و مشخّص و توانايى بخش است ، دايره‌اش محدود است ، از حدود موضوع خاص تجاوز نمىكند و در شناخت آن موضوع كه از طريق شناخت علّتها و سببها و يا معلولها و اثرها صورت مىگيرد ، تا حدّ معيّنى پيش مىرود و به « نمىدانم » مىرسد . جهتش واضح است : مىخواهيم « الف » را از طريق علمى بشناسيم ، علّتش را يا معلولش را و يا رابطه‌اش را با محيطش و يا سرگذشتش و تحوّلاتى كه بر او رخ داده به دست مىآوريم و به سراغ علّت علّت و معلول معلول و محيط وسيع‌تر و سرگذشت دور تر مىرويم و همه را فرضاً از طريق بررسى و فرضيّه و آزمون به مرحلهء قانون علمى مىرسانيم ؛ باز سلسلهء بىپايان علّتها و معلولها و وسعت بىانتهاى مكان و كشش لا يتناهى زمان به صورت اقيانوسهايى از مجهولات در برابر ما مجسّم مىشود . شناخت علمى مانند نورافكنى قوى است در يك ظلمت يلدايى كه محدودهء معيّنى را روشن مىكند و خوب هم روشن مىكند در حدّى كه سوزن خود را هم در پرتو آن نور افكن قوى پيدا مىكنيم ؛ امّا هميشه فضاى محدودى به اين وسيله روشن است و هر چه پيش مىرويم و تاريكيهايى را تبديل به روشنى مىكنيم ، همچنان فضاى مجهول ظلمانى در برابر ما خودنمايى مىكند . از نظر شناخت علمى ، جهان كهنه كتابى است كه اوّل و آخر آن افتاده است ؛ نه