مرتضى مطهرى
80
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است ، يعنى برداشتهاى كلّى دربارهء مجموع و اندام جهان ، ناتوان است . از همهء اينها گذشته ، ارزش جهانبينى علمى ، ارزش علمى و فنّى است نه نظرى . آنچه مىتواند تكيهگاه يك ايدئولوژى قرار گيرد ارزش نظرى است نه عملى . ارزش نظرى علم در اين است كه واقعيّت جهان همان گونه باشد كه علم در آيينهء خود ارائه مىدهد . ارزش عملى و فنّى آن اين است كه علم خواه آنكه واقعيّت نما باشد و يا نباشد ، در عمل به انسان توانايى ببخشد و مثمر ثمر بوده باشد . صنعت و تكنيك امروز نمايشگر ارزش عملى و فنّى علم است . از شگفتيهاى علم در جهان امروز اين است كه به موازات اينكه بر ارزش فنّى و عملىاش افزوده شده ، از ارزش نظرى آن كاسته شده است . آنان كه دستى از دور بر آتش دارند گمان مىبرند كه پيشرفت علم از جهت روشنگرى ضمير بشر و ايجاد ايمان و اطمينان نسبت به واقعيّت - كه همان گونه است كه علم ارائه مىدهد - به موازات پيشرفتهاى علمىاى است كه انكارناپذير است ، در صورتى كه امر كاملا بر عكس است ( 1 ) . از آنچه گفتيم روشن شد كه ايدئولوژى نيازمند به نوعى جهانبينى است كه اوّلا به مسائل اساسى جهانشناسى - كه به كل جهان مربوط مىشود نه به جزء خاص - پاسخ دهد ، ثانيا يك شناسايى پايدار و قابل اعتماد و جاودانه بدهد نه يك شناسايى موقّت و زودگذر ، ثالثا آنچه ارائه مىدهد ارزش نظرى و واقعيتنمايانه داشته باشد نه صرفا عملى و فنّى ، و روشن شد كه جهانبينى علمى با همهء مزايايى كه از جهاتى ديگر دارد فاقد نيازهاى سهگانهء بالاست . جهانبينى فلسفى هر چند جهانبينى فلسفى دقّت و مشخّص بودن جهانبينى علمى را ندارد ، در عوض از آن نظر كه متّكى به يك سلسله « اصول » است و آن اصول اوّلا بديهى و براى ذهن غير قابل انكارند و با روش برهان و استدلال پيش مىروند ، و ثانيا عام
--> ( 1 ) . طالبان را به كتاب جهانبينى علمى اثر « برتراند راسل » فصل مربوط به « محدوديّتهاى روش علمى » كه عنوان محترمانهاى است براى نفى ارزش نظرى علم ، ارجاع مىدهيم .