مرتضى مطهرى
76
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بالأخص آنچنان « هست » هايى كه فلسفهء اولى و حكمت ما بعد الطّبيعى عهدهدار بيان آنهاست . جهان احساسى و جهانشناسى بديهى است كه از كلمهء « جهانبينى » كه مادّهء ديدن در آن به كار رفته است نبايد به اشتباه بيفتيم و جهانبينى را به معنى « جهان احساسى » تلقّى كنيم . جهانبينى به معنى جهانشناسى است و به مسألهء معروف « شناخت » مربوط مىشود . شناخت از مختصّات انسان است ، بر خلاف احساس كه از مشتركات انسان و ساير جانداران است ، لهذا جهانشناسى نيز از مختصّات انسان است و به نيروى تفكّر و تعقّل او بستگى دارد . بسيارى از حيوانات از نظر جهان احساسى از انسان پيشرفتهترند ، يا از نظر اينكه مجهّز به بعضى حواسّاند كه انسان فاقد آن حسّ است آنچنان كه گفته مىشود برخى پرندگان از نوعى حسّ رادار برخوردارند ، و يا در حواسّ مشترك با انسان از انسان بسى حسّاسترند آنچنان كه در باصرهء عقاب ، شامّهء سگ يا مورچه و سامعهء موش گفته مىشود . برترى انسان از ساير جانداران ، در شناخت جهان ، يعنى نوعى بينش عميق دربارهء جهان است . حيوان فقط جهان را احساس مىكند ، امّا انسان علاوه بر آن ، جهان را تفسير مىكند . شناخت چيست ؟ چه رابطهاى است ميان احساس و شناخت ؟ چه عناصرى غير از عناصر احساسى در شناخت وارد مىشوند ؟ آن عناصر از كجا و چگونه وارد ذهن مىشوند ؟ مكانيسم عمل شناخت چيست ؟ معيار شناخت صحيح از شناخت غلط چيست ؟ . . . اينها يك سلسله مسائلى است كه رسالهاى مستقل را تشكيل مىدهد ( 1 ) و ما فعلا نمىتوانيم وارد بحث آنها بشويم . آنچه مسلّم است اين است كه احساس يك چيز غير از شناخت آن است . يك صحنه را ، يك نمايش را همهء كسان مىبينند و يكسان مىبينند ، امّا فقط افراد معدودى آن را تفسير مىكنند و احيانا مختلف تفسير مىكنند .
--> ( 1 ) . اوّلين رسالهء درسهايى از معارف قرآن در حوزهء علميّهء قم دربارهء « شناخت در قرآن » است كه مسائل شناخت در آن مطرح است . ان شاء اللّه به زودى منتشر مىشود .