مرتضى مطهرى
25
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بدون كوچكترين تفاوتى از اين نظر ( 1 ) . برخى ديگر تفاوت او را در جان داشتن مىدانند ، يعنى معتقدند جاندار و ذى حيات منحصر به انسان است ، حيوانات ديگر نه احساس دارند و نه ميل و نه درد و نه لذّت ، ماشينهايى بيجانند شبيه جاندار ، تنها موجود جاندار انسان است ، پس تعريف حقيقى او آن است كه موجودى است جاندار ( 2 ) . ديگر انديشمندان كه انسان را تنها جاندار جهان نمىدانند و به امتيازات اساسى ميان او و ساير جانداران قائلاند ، هر گروهى به يكى از مختصّات و امتيازات انسان توجّه كردهاند . از اين رو انسان با تعبيرها و تعريفهاى مختلف و متفاوتى تعريف شده است از قبيل : حيوان ناطق ( تعقّلكننده ) ، مطلق طلب ، لايتناهى ، آرمان خواه ، ارزشجو ، حيوان ما وراء الطّبيعى ، سيرىناپذير ، غير معيّن ، متعهّد و مسئول ، آيندهنگر ، آزاد و مختار ، عصيانگر ، اجتماعى ، خواستار نظم ، خواستار زيبايى ، خواستار عدالت ، دو چهره ، عاشق ، مكلّف ، صاحب وجدان ، دو ضميرى ، آفريننده و خلّاق ، تنها ، مضطرب ، عقيدهپرست ، ابزارساز ، ما وراء جو ، تخيّل آفرين ، معنوى ، دروازهء معنويّت ، و . . . بديهى است كه هر يك از اين امتيازات به جاى خود صحيح است ، امّا شايد اگر بخواهيم تعبيرى بياوريم كه جامع تفاوتهاى اساسى باشد ، همان به كه از علم و ايمان ياد كنيم و بگوييم انسان حيوانى است كه با دو امتياز « علم و ايمان » از ديگر جانداران امتياز يافته است . آيا انسانيّت روبناست ؟ دانستيم كه انسان ، نوعى حيوان است ، از اينرو مشتركات زيادى با ساير جانداران دارد . در عين حال يك سلسله امتيازات اساسى ، او را از ساير جانداران متمايز ساخته است . وجوه مشترك انسان با حيوان و وجوه امتياز او از حيوان سبب شده كه انسان داراى دو زندگى باشد : زندگى حيوانى و زندگى انسانى ، و به تعبير ديگر ، زندگى مادّى و زندگى فرهنگى .
--> ( 1 ) . هابز از فلاسفهء معروف انگلستان چنين نظرى دربارهء انسان دارد . ( 2 ) . نظريّهء معروف دكارت .