مرتضى مطهرى

145

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كمالات و غايات وجودشان . كار او ايجاد است كه خود به كمال وجود ( از عدم ) رساندن است و يا تدبير و تكميل و سوق دادن اشياء به سوى كمالات و خيرات آنهاست كه نوعى ديگر از افاضه و تكميل است . يك قسمت از پرسشها و ايرادها و اشكالها از قياس خدا به انسان پديد آمده . غالبا هنگامى كه سؤال مىشود « فايده و حكمت فلان مخلوق چيست ؟ » پرسش‌كننده خدا را مانند مخلوقى كه در كارهايش از مخلوقات و موجودات حاضر براى هدف خودش مىخواهد بهره بگيرد ، در نظر مىگيرد و اگر از اوّل توجّه داشته باشد كه معنى حكمت الهى اين است كه فعلش غايت دارد نه خودش ، و حكمت هر مخلوقى غايتى است نهفته در نهاد خود آن مخلوق و خداوند او را به سوى غايت ذاتى خودش مىراند ، بسيارى از پرسشهايش پيشاپيش پاسخ خود را دريافت مىكند . ب . اصل ترتيب : فيض الهى يعنى فيض هستى - كه سراسر جهان را در بر گرفته - نظام خاص دارد . نوعى تقدّم و تأخّر و علّيّت و معلوليّت و سببيّت و مسبّبيّت ميان موجودات و مخلوقات حكمفرماست كه غير قابل تخلّف است ، يعنى هيچ موجودى نمىتواند از مرتبهء خاصّ خود تجاوز و تجافى كند و مرتبهء موجودى ديگر را اشغال نمايد . لازمهء درجات و مقامات داشتن مراتب هستى اين است كه ميان آنها نوعى اختلاف از نظر نقص و كمال و شدّت و ضعف حكمفرما باشد . اختلاف و تفاوت به اين معنى كه لازمهء مراتب هستى است ، تبعيض نيست كه ضدّ حكمت و ضدّ عدل شمرده شود ، آنگاه تبعيض است كه دو موجود قابليّت يك درجهء معيّن از كمال را داشته باشند و به يكى داده شود و از ديگرى دريغ گردد ، امّا آنجا كه اختلافها و تفاوتها به قصورهاى ذاتى بر مىگردد ، تبعيض نيست . ج . اصل كلّيت : اشتباه ديگر انسان كه از مقايسهء خدا با خودش پيدا مىشود اين است كه انسان تصميم مىگيرد در زمان معيّن و مكان معيّن - و البتّه تحت شرايط حاكم معيّن - خانه‌اى بسازد و مىسازد . يك مقدار آجر و گل و سيمان و آهن را كه هيچ رابطهء ذاتى با يكديگر ندارند با يك سلسله پيوندهاى مصنوعى به يكديگر مربوط مىسازد و نتيجهء آنها ساختمان معيّنى است به نام خانهء مسكونى . خداوند چطور ؟ آيا كار خداوند از اين قبيل است ؟ آيا صنع متقن الهى از نوع