مرتضى مطهرى

146

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پيوند مصنوعى و عاريتى ايجاد كردن ميان چند امر بيگانه است ؟ ايجاد اين گونه پيوندهاى مصنوعى و عاريتى كار مخلوقى از قبيل انسان است كه جزئى از اين نظام است و در محدوده‌اى معيّن ، از قوا و نيروها و خاصيّتهاى موجود و مخلوق اشياء بهره‌گيرى مىكند ، كار مخلوقى است كه فاعليّتش و خالقيّتش در حدّ فاعليّت حركت است نه در حدّ فاعليّت ايجادى ، يعنى در اين حدّ است كه حركتى - آن هم قسرى نه طبعى - در يك شىء موجود به وجود مىآورد . امّا خداوند ، فاعل ايجادى است ، او ايجاد كنندهء اشياء با همهء قوا و نيروها و خاصيّتها و خصلتهاى آنهاست . مثلا انسان از آتش موجود و برق موجود بهره‌گيرى مىكند و ترتيب اين كار جزئى خود را طورى مىدهد كه در يك لحظه و يك مورد كه برايش مفيد است از آن استفاده كند و در لحظهء ديگر و شرايط ديگر كه مضر به حال اوست اثر آتش يا برق ظاهر نشود . ولى خداوند ، خالق و به وچودآورندهء برق و آتش است با همهء خاصيّتهاى آنها . لازمهء وجود برق و آتش اين است كه گرم كنند يا حركت ايجاد كنند يا بسوزانند . خدا برق يا آتش را براى شخص خاص و مورد خاص نيافريده كه مثلا كلبهء فقير را گرم كند امّا جامهء او را اگر در آتش افتاد نسوزاند . خدا آتش را خلق كرده كه خاصيّتش احتراق است ، پس آتش را در كلّيتش در نظام عالم بايد در نظر گرفت كه وجودش لازم و مفيد و موافق حكمت است نه در جزئيّتش ، كه در فلان مورد جزئى براى فلان غرض فردى و شخصى آيا مفيد و خير و حكمت است يا نه ؟ به عبارت ديگر ، علاوه بر اينكه در حكمت الهى ، غايت را بايد غايت فعل گرفت نه غايت فاعل ، و حكيم بودن خدا به معنى ايجاد بهترين نظام براى رسانيدن موجودات به غايات آنهاست نه به معنى فراهم كردن بهترين وسيله براى خروج خودش از نقص به كمال و از قوّه به فعل و براى وصول به اهداف كماليهء خود - آرى ، علاوه بر اين - بايد بدانيم كه غايات افعال الهى غايات كلّيه است نه غايات جزئيّه ، غايت خلق آتش ، احتراق است به طور كلّى ، نه فلان احتراق جزئى كه احيانا به حال يك فرد مفيد است و يا احتراق جزئى ديگر كه احيانا به حال فرد ديگر زيانبار است . د . براى وجود يافتن يك حقيقت و واقعيّت ، تنها فيّاضيّت و تامّ الفاعليّة بودن فاعل كافى نيست ، قابليّت قابل هم شرط است ، عدم قابليّت قابل در موارد زيادى منشأ محروميّت برخى موجودات از برخى خيرات و كمالات مىگردد . راز پيدايش