مرتضى مطهرى
144
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
باشد ، آفات و بلايا وجود نداشته باشد ، بلكه فنا و نيستى در آن وجود نداشته باشد ، زيرا آوردن موجودى به هستى و لذّت هستى را به او چشانيدن و سپس فرستادن او به ديار نيستى ظلم است . عادلانه بودن نظام به اين است كه در موجودات آن نظام نقصهايى از قبيل جهل ، عجز ، ضعف و فقر وجود نداشته باشد ، زيرا همينكه به اندام موجودى جامهء هستى پوشانيده شد دريغ داشتن شرايط و كمالات هستى از او ظلم است . اگر نظام موجود نظام عادلانه است پس اين همه تبعيضها چرا ؟ چرا يكى سفيد است و يكى سياه ؟ يكى زشت است و ديگرى زيبا ؟ يكى سالم و ديگرى عليل ؟ چرا يك موجود ، انسان آفريده شده و ديگرى گوسفند يا عقرب يا كرم خاكى ؟ يكى شيطان آفريده شده و ديگرى فرشته ؟ چرا همه يكسان آفريده نشدند و يا چرا كار بر عكس نشد ؟ مثلا چرا آنكه سفيد يا زيبا يا سالم است ، سياه يا زشت يا عليل نشد ؟ و همين طور . . . اينها و امثال اينها يك سلسله پرسشهاست كه دربارهء جهان مطرح است و جهانبينى توحيدى كه جهان را فعل خداى حكيم عادل على الاطلاق مىداند بايد به اين پرسشها پاسخ دهد . نظر به اينكه پاسخ تفصيلى به اين پرسشها كتاب مستقلّ پرحجمى خواهد شد ، بعلاوه ما خود كتابى به نام عدل الهى در همين موضوعات نگاشتهايم و مكرّر چاپ شده و در دست است و راه حلّ اين اشكالات را در آن كتاب ارائه دادهايم ، از ورود تفصيلى خوددارى مىكنيم و جويندگان را به آن كتاب ارجاع مىدهيم . در اينجا فقط به ذكر اصولى چند كه آشنايى با آنها زمينهء حلّ اشكالات را به دست مىدهد ، اكتفا مىكنيم و نتيجهگيرى را بر عهدهء خود خوانندهء محترم مىگذاريم : الف . اصل غنا و كمال ذات حق : خداى متعال به حكم اينكه واجب الوجود على الاطلاق است و فاقد هيچ كمالى و فعليّتى نيست ، هيچ كارى را براى رسيدن خودش به هدفى و كمالى و براى جبران كمبودى در خودش نمىكند ، كار او به معنى حركت از نقص به كمال نيست . از اين رو مفهوم حكمت دربارهء او اين نيست كه او در كارهاى خود بهترين هدفها را براى خود و بهترين وسيلهها را براى رسيدن به هدفهاى خود انتخاب مىكند . حكمت با اين مفهوم دربارهء انسان صادق است نه دربارهء خدا . حكمت الهى به معنى اين است كه كار او رسانيدن موجودات است به