مرتضى مطهرى

134

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خداوند محبوب و معشوق اصلى آنها قرار مىگيرد و خلق خدا را به حكم اينكه « هر كس چيزى را دوست بدارد آثار آن چيز و نشانه‌ها و يادگارهاى آن چيز را نيز دوست مىدارد » از آن جهت دوست مىدارند كه آثار و مخلوقات الهى و آيات و نشانه‌ها و يادگارها و يادآورهاى خدا مىباشند . برخى پا را از اين هم فراتر مىگذارند و جز او و جلوه‌هاى او چيزى نمىبينند ، يعنى او را در همه چيز مىبينند ، همه چيز در حكم آيينه و همهء جهان يك « آيينه خانه » مىشود كه به هر سو بنگرند او را و جلوهء او را مىبينند ، زبان حالشان اين مىشود كه : به صحرا بنگرم صحرا تو بينم * به دريا بنگرم دريا تو بينم به هر جا بنگرم كوه و در و دشت * نشان از روى زيباى تو بينم على ( عليه السّلام ) فرمود : « هيچ چيزى را نديدم مگر آنكه قبل از او و با او خدا را ديدم . » ( 1 ) يك نفر عبادتگر آنچه را در حال عبادت با خداى خويش در ميان مىگذارد ، در متن زندگى آن را پياده مىكند و به مرحلهء « صدق » در مىآورد . عبادت براى يك عبادتگر واقعى « پيمان » است و صحنهء زندگى وفاى پيمان است . اين پيمان مشتمل بر دو شرط اصلى است : يكى رهايى و آزادى از حكومت و اطاعت غير خدا - اعمّ از هواى نفس و مطامع نفسانى و از موجودات و اشياء و اشخاص - و ديگر تسليم محض در مقابل آنچه خدا به آن امر مىكند و به آن راضى است و آن را دوست مىدارد . عبادت واقعى براى عبادتگر عامل بزرگ و اساسى تربيت و پرورش روحى اوست . عبادت ، براى عبادتگر درس است ، درس وارستگى ، آزادمنشى ، فداكارى ، محبّت خدا ، محبّت خلق خدا ، محبّت امر خدا ، همبستگى و دوستى اهل حق ، احسان و خدمت به خلق ، و . . . از آنچه توضيح داديم روشن شد كه توحيد اسلامى ، هيچ انگيزه‌اى غير خدا را

--> ( 1 ) . علم اليقين فيض ، ج 1 / ص 49 .