مرتضى مطهرى

130

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ولى با توجّه به موازين توحيدى ، اين نظريّه از لحاظ توحيد ذاتى در حدّ نظريّهء اشاعره شرك‌آلود است و از نظر توحيد در خالقيّت و فاعليّت ، يكى از شرك‌آميزترين نظريّه‌هاست . قبلا در ردّ نظريّهء اشاعره گفتيم كه اشاعره از اشياء ، نفى تأثير و سببيّت كرده‌اند به حساب اينكه اعتقاد به تأثير و سببيّت اشياء مستلزم اعتقاد به قطبها و منشأها در مقابل خداست ، و گفتيم اشياء آنگاه به صورت قطبها در مقابل خداوند در مىآيند كه در ذات ، استقلال داشته باشند . از اينجا معلوم مىشود اشاعره ناآگاهانه نوعى استقلال ذاتى كه مستلزم شرك ذاتى است براى اشياء قائل بوده‌اند امّا از آن غافل بوده‌اند و خواسته‌اند با نفى اثر از اشياء ، توحيد در خالقيّت را تثبيت نمايند ، لهذا در همان حال كه شرك در خالقيّت را نفى كرده‌اند ، ناآگاهانه نوعى شرك در ذات را تأييد كرده‌اند . عين اين ايراد بر نظريّهء وهّابىمآبان وارد است . اينها نيز ناآگاهانه به نوعى استقلال ذاتى در اشياء قائل شده‌اند و از اين‌رو نقش ما فوق حدّ عوامل معمولى داشتن را مستلزم اعتقاد به قطبى و قدرتى در مقابل خدا دانسته‌اند ، غافل از آنكه موجودى كه به تمام هويّتش وابسته به ارادهء حقّ است و هيچ حيثيّت مستقل از خود ندارد ، تأثير ما فوق الطّبيعى او مانند تأثير طبيعى او پيش از آنكه به خودش مستند باشد ، مستند به حقّ است و او جز مجرايى براى مرور فيض حق به اشياء نيست . آيا واسطهء فيض وحى و علم بودن جبرئيل و واسطهء رزق بودن ميكائيل و واسطهء احياء بودن اسرافيل و واسطهء قبض ارواح بودن ملك الموت شرك است ؟ از نظر توحيد در خالقيّت ، اين نظريّه بدترين انواع شرك است ، زيرا به نوعى تقسيم كار ميان خالق و مخلوق قائل شده است ، كارهاى ما وراء الطّبيعى را قلمرو اختصاصى خدا و كارهاى طبيعى را قلمرو اختصاصى مخلوقات خدا يا قلمرو اشتراكى خدا و مخلوق قرار داده است . قلمرو اختصاصى براى مخلوق قائل شدن عين شرك در فاعليّت است ، همچنانكه قلمرو اشتراكى قائل شدن نيز نوعى ديگر از شرك در فاعليّت است . بر خلاف تصوّر رايج ، وهّابيگرى تنها يك نظريّهء ضدّ امامت نيست ، بلكه پيش از آنكه ضدّ امامت باشد ضدّ توحيد و ضدّ انسان است . از آن جهت ضدّ توحيد است كه به تقسيم كار ميان خالق و مخلوق قائل است و بعلاوه به يك نوع شرك ذاتى خفىّ قائل