مرتضى مطهرى

131

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است كه توضيح داده شد ، و از آن جهت ضدّ انسان است كه استعداد انسانى انسان را - كه او را از ملائك برتر ساخته و به نصّ قرآن مجيد « خليفة اللّه » است و ملائك مأمور سجده به او - درك نمىكند و او را در حدّ يك حيوان طبيعى تنزّل مىدهد . بعلاوه تفكيك ميان مرده و زنده به اين شكل كه مردگان حتّى در جهان ديگر زنده نيستند و تمام شخصيّت انسان بدن اوست كه به صورت جماد در مىآيد ، يك انديشهء مادّى و ضدّ الهى است و ما در آينده در بحث معاد دربارهء اين مطلب بحث خواهيم كرد . تفكيك ميان اثر مجهول و مرموز ناشناخته و آثار معلوم و شناخته شده ، و اوّلى را بر خلاف دوّمى ما وراء الطّبيعى دانستن ، نوعى ديگر از شرك است . اينجاست كه به معنى سخن رسول اكرم پى مىبريم كه فرمود : « راه يافتن شرك در انديشه‌ها و عقايد آنچنان آهسته و بىسر و صدا و بىخبر است كه راه رفتن مورچهء سياه در شب تاريك بر روى سنگ سخت » . حقيقت اين است كه مرز توحيد و شرك در رابطهء خدا و انسان و جهان ، « از اويى » و « به سوى اويى » است . مرز توحيد و شرك در توحيد نظرى « از اويى » است ( انّا للّه ) . هر حقيقتى و هر موجودى مادام كه او را در ذات و صفات و افعال ، با خصلت و هويّت « از اويى » بشناسيم ، او را درست و مطابق با واقع و با ديد توحيدى شناخته‌ايم ، خواه آن شىء داراى يك اثر يا چند اثر باشد يا نباشد و خواه آنكه آن آثار جنبهء ما فوق الطّبيعى داشته باشد يا نداشته باشد ، زيرا خدا تنها خداى ما وراء الطّبيعه ، خداى آسمان ، خداى ملكوت و جبروت نيست ، خداى همهء جهان است ، او به طبيعت همان اندازه نزديك است و معيّت و قيّوميّت دارد كه به ما وراء الطّبيعه ، و جنبهء ما وراء الطّبيعه‌اى داشتن يك موجود به او جنبهء خدايى نمىدهد . قبلا گفتيم كه جهان از نظر جهان‌بينى اسلامى ماهيّت « از اويى » دارد . قرآن كريم در آيات متعدّدى عمليّات اعجازآميز از قبيل مرده زنده كردن و كور مادر زاد شفا دادن به برخى پيامبران نسبت مىدهد ، امّا همراه آن نسبتها كلمهء « باذنه » را اضافه مىكند . اين كلمه نمايشگر ماهيّت « از اويى » اين كارهاست كه كسى نپندارد انبياء از خود استقلالى دارند . پس مرز توحيد نظرى و شرك نظرى « از اويى » است . اعتقاد به وجود موجودى كه موجوديّتش « از او » نباشد ، شرك است . اعتقاد به تأثير موجودى كه مؤثّريّتش « از او » نباشد ، بازهم شرك است ، خواه اثر ، اثر ما فوق الطّبيعى باشد مثل خلقت همهء آسمانها و زمينها و يا يك اثر كوچك بىاهمّيّت باشد مثل زيرورو شدن يك برگ .