مرتضى مطهرى

115

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

الْأَشْرارِ أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ » . هم قرائن نشان مىدهد و هم تا آنجا كه من تفاسير را ديده‌ام ( مجمع البيان ، كشّاف ، تفسير امام ، بيضاوى ، روح البيان ، صافى ، الميزان ) اتّفاق مفسّرين است كه « سخريّا » - كه در آن دو آيه به كسر سين آمده است - به معنى « مورد استهزاء » است . تنها مجمع البيان به عنوان يك قول غير قابل اعتنا نقل كرده كه بعضى گفته‌اند مقصود « به بندگى گرفته شده » است . بعضى به طور مطلق گفته‌اند كه هميشه « سخريّا » با كسر سين به معنى « مورد استهزاء » و با ضمّ سين به معنى « مسخّر » است . اكنون ببينيم كلمهء « تسخير » و « مسخّر » چه معنى و مفهومى دارد ؟ اين دو كلمه در قرآن كريم مكرّر آمده است و مفهوم « رام كردن » و « رام شده » را دارد . در قرآن از مسخّر كردن ماه ، خورشيد ، شب ، روز ، دريا ، نهرها ، كوه‌ها ( براى داود پيغمبر ) ، باد ( براى سليمان ) ، هر چه در آسمان و هر چه در زمين است ( براى انسان ) ياد شده است . بديهى است كه در همهء اين موارد مقصود اين است كه اين امور طورى آفريده شده‌اند كه رام انسان و مورد استفاده و بهره‌بردارى انسان هستند . در اين آيات ، همه سخن از رام بودن اشياء براى انسان است نه از رام بودن انسان براى اشياء . ولى در آيهء مورد نظر ، سخن از رام بودن و مسخّر بودن انسان براى انسان به صورت طرفينى است . در مفهوم كلمهء « تسخير » معنى اكراه و اجبار نيامده است ، مثلا عاشق مسخّر معشوق ، مريد مسخّر مراد ، متعلّم مسخّر معلّم و مردم عادى غالبا مسخّر قهرمانان‌اند ، ولى مجبور نيستند . لهذا حكماى اسلامى هوشمندانه اصطلاح « فاعليّت بالتّسخير » را از « فاعليّت بالجبر » تفكيك كرده‌اند . البتّه در هر اجبارى رام كردن هست ، ولى هر رام رام‌كردنى اجبار نيست . در اينكه اصطلاح قرآن در مفهوم اين كلمه اين است شكى نيست ، ولى من اكنون نمىدانم كه اين اصطلاح ، اصطلاح خاصّ قرآن است و قرآن براى تفهيم يك حقيقت فوق العاده بديع در جريان خلقت - كه فعّاليّت قواى طبيعى از نوع فاعليّت تسخيرى است نه جبرى و نه به خود واگذاشته - به مفهوم اصلى كلمه تبلور بخشيده است و يا قبل از قرآن هم اين اصطلاح رايج بوده است . از اينجا معلوم مىشود كه تعبير برخى كتب لغت مانند المنجد كه تسخير را به معنى « تكليف غير بدون اجرت » گرفته‌اند ، چقدر نارساست ! اين لغويّين اوّلا اين لغت را تنها در مورد رابطهء اجتماعى و اختيارى انسانها به كار برده‌اند و ثانيا اجبار و اكراه