مرتضى مطهرى
116
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
را در مفهوم آن الزاما وارد كردهاند ، و حال آنكه قرآن در مورد رابطهء تكوينى به كار برده بدون آنكه الزاما اجبار و اكراه را در مفهوم آن وارد كرده باشد . آيهء مورد نظر ، رابطهء تكوينى انسانها را در زندگى اجتماعى بيان مىكند كه « رابطهء تسخيرى عموم براى عموم » است و مىتوان گفت از نظر بيان فلسفهء اجتماعى اسلام ، مهمترين آيات است . « بيضاوى » در تفسير معروفش و به پيروى او « علّامه فيض » در تفسير صافى چه خوب و عالى تفسير كردهاند آيه را كه مىگويند : معنى جملهء « لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا » اين است كه يكديگر را در نيازهاى خود مورد استفاده قرار دهند و به اين وسيله ميانشان الفت ، به يكديگر چسبيدن ، پيدا شود و به اين وسيله كار عالم انتظام يابد . در حديث نيز آمده است كه معنى آيه اين است كه همه را نيازمند يكديگر آفريدهايم . رابطهء تسخيرى به اين صورت است كه در عين اينكه نيازهاى طبيعى ، انسانها را به يكديگر پيوند داده است ، جامعه از صورت ميدان مسابقهء آزاد خارج نمىشود ، بر خلاف رابطهء جبرى . زندگى حيوانات اجتماعى بر اساس رابطهء جبرى است . لهذا اجتماعى بودن انسان با اجتماعى بودن زنبور عسل يا موريانه فرق دارد . بر زندگى آنها قوانين جبرى حكمفرماست ، زندگى آنها ميدان مسابقه نيست ، امكان بالا رفتن و پايين رفتن وجود ندارد . انسان در همان حال كه اجتماعى است ، از نوعى حريّت و آزادى برخوردار است . اجتماع انسان ميدان مسابقهاى است براى پيشروى و تكامل . قيد و بندهايى كه آزادى فردى را در مسير تكامل محدود مىكند ، مانع شكفتن استعدادهاى انسانى است . انسان مدل نظريّهء ماترياليستى چون از درون به آزادى نرسيده و تنها تعلّقات بيرونيش بريده شده ، مرغ بىبال و پرى است كه قيد و بند از او برداشته شده ولى در اثر بىبال و پر بودن قادر به پرواز نيست . و امّا انسان مدل نظريّهء ايدهآليستى از درون آزاد است و از بيرون بسته ، مرغ با بال و پرى است كه پايش به جسم سنگينى بسته شده است . ولى انسان مدل نظريّهء رئاليستى مرغ با بال و پرى است كه هم وسيلهء پرواز دارد و هم قيد و بندهاى سنگين از پاهايش برگرفته شده است . از مجموع آنچه گفتيم روشن شد كه توحيد عملى - اعمّ از توحيد عملى فردى و