مرتضى مطهرى

74

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تسليم و تعبّد و مخالف هر نوع تفكر و تعمّق و استدلال و منطق‌اند . از نظر اين دسته در هيچ مسأله از مسائل كه در قلمروى دين است ، اعمّ از اصول يا فروع ، نبايد بحث و استدلال و چون و چرا كرد ، بايد ساكت محض بود . در كتاب و سنّت آمده است كه خداوند ، حىّ است ، عليم است ، قدير است ، مريد است ؛ و هم آمده است كه خداوند عادل است . ما بايد به حكم اعتمادى كه به صحّت گفتار انبياء داريم همهء اينها را بدون چون و چرا بپذيريم . لزومى ندارد كه دربارهء اينكه مثلا عدل چيست و به چه دليل منطقى خداوند عادل است بينديشيم ، بلكه انديشيدن در اين امور بدعت است و حرام . براى اين گروه طبعا مسأله‌اى به نام عدل وجود ندارد ، يعنى اين گروه هرگز خود را ملتزم نمىدانند كه به برخى از اشكالات كه دربارهء عدل الهى پيش مىآيد پاسخ بگويند . نظر اين گروه ، بىاساس است ، ما در مقدمهء جلد پنجم « اصول فلسفه و روش رئاليسم » دربارهء بىاساسى اين نظر ، بحث كرده‌ايم ، بحث مجدّد را در اينجا لازم نمىدانيم . از اين گروه كه بگذريم ساير گروهها تفكّر و تعمّق را جايز مىشمارند و با روشهاى گوناگون به بحث و تحقيق پرداخته‌اند . متكلّمين دربارهء عدل دو دسته شده‌اند : گروهى ( اشاعره ) در تفكّرات خود به اين نتيجه رسيده‌اند كه صفت عدل ، منتزع است از فعل خداوند از آن جهت كه فعل خداوند است . از نظر اين گروه هر فعلى در ذات خود نه عدل است و نه ظلم و هر فعلى از آن جهت عدل است كه فعل خدا است ؛ و بعلاوه ، هيچ فاعلى غير از خدا ، به هيچ نحو ، نه بالاستقلال و نه به غير استقلال ، وجود ندارد ، پس به حكم اين دو مقدمه ، ظلم مفهوم ندارد . اينها براى عدل ، تعريفى جز اين سراغ ندارند كه فعل خدا است ، پس هر فعلى چون فعل خدا است عدل است نه اينكه چون عدل است فعل خدا است . از نظر اين گروه هيچ ضابطى طبعا در كار نيست ، مثلا نمىتوانيم با اتكاء به اصل عدل ، جزماً ادعا كنيم كه خداوند نيكوكار را پاداش مىدهد و بدكار را كيفر ، و هم نمىتوانيم جزماً ادعا كنيم كه خداوند كه چنين وعده‌اى در قرآن داده است قطعا وفا خواهد كرد ، بلكه اگر خداوند نيكوكاران را پاداش دهد و بدكاران را كيفر ، عدل خواهد بود ، و اگر هم به عكس رفتار كند باز عدل خواهد بود ؛ اگر خداوند به وعدهء خود وفا كند عدل است و اگر هم نكند باز عدل است ؛ اگر خداوند به چيزى كه امكان وجود يافته است افاضهء وجود نمايد عدل است ، و اگر نكند هم عدل است ؛ زيرا عدل آن چيزى است كه او بكند . « هر چه آن خسرو كند شيرين بود » .