مرتضى مطهرى
61
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
رهبرى ، پيمانى است الهى و ستمكاران را در آن نصيبى نيست : لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ » ( 1 ) . قرآن ، انسان اخلاقى را به عنوان « صاحب عدل » نام مىبرد . در چند جاى قرآن كه سخن از داورى و يا گواهى انسانهايى است كه از نظر تربيتى و اخلاقى و روحى قابل اعتماد باشند ، آنها را به همين عنوان كه گفتيم نام مىبرد ؛ مثل اينكه مىفرمايد : يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ ( 2 ) ؛ يا مىفرمايد : وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ ( 3 ) . پس از ترجمهء آثار يونانى در جهان اسلام ، اين جملهء افلاطون معروف شد كه « عدالت ، مادر همهء فضائل اخلاقى است » ولى در حدود دو قرن پيش از آنكه سخن افلاطون در ميان مسلمين شناخته بشود ، مسلمين از زبان قرآن اين سخن را شنيده بودند . بيشترين آيات مربوط به عدل ، دربارهء عدل جمعى و گروهى است اعمّ از خانوادگى ، سياسى ، قضائى ، اجتماعى . تا آنجا كه اين بنده به تقريب بدست آورد در حدود 16 آيه در اين زمينه است . در قرآن ، از توحيد گرفته تا معاد ، و از نبوّت گرفته تا امامت و زعامت ، و از آرمانهاى فردى گرفته تا هدفهاى اجتماعى ، همه بر محور عدل استوار شده است . عدل قرآن ، همدوش توحيد ، ركن معاد ، هدف تشريع نبوّت ، فلسفهء زعامت و امامت ، معيار كمال فرد ، و مقياس سلامت اجتماع است . عدل قرآن ، آنجا كه به توحيد يا معاد مربوط مىشود ، به نگرش انسان به هستى و آفرينش ، شكل خاص مىدهد ، و به عبارت ديگر ، نوعى « جهانبينى » است ؛ آنجا كه به نبوّت و تشريع و قانون مربوط مىشود ، يك « مقياس » و « معيار » قانونشناسى است ، و به عبارت ديگر جاى پايى است براى عقل كه در رديف كتاب و سنّت قرار گيرد و جزء منابع فقه و استنباط بشمار آيد ؛ آنجا كه به امامت و رهبرى مربوط مىشود يك « شايستگى » است ؛ آنجا كه پاى اخلاق به ميان مىآيد ، آرمانى انسانى است ؛ و آنجا كه به اجتماع كشيده مىشود يك « مسئوليّت » است . چگونه ممكن بود مسألهاى كه در قرآن تا اين پايه بدان اهميت داده شده كه هم جهانبينى است ، و هم معيار شناخت قانون ، و هم ملاك شايستگى زعامت و رهبرى ، و هم آرمانى انسانى ، و هم مسئوليتى اجتماعى ، مسلمين با آن عنايت شديد و حساسيت
--> ( 1 ) . بقرة / 124 ( 2 ) . مائده / 95 ( 3 ) . طلاق / 2