مرتضى مطهرى
46
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ذاتى اوست و به اصطلاح حكما « خير مطلق » است . به هر حال ، انسان در كارهاى عقلانى و منطقى خود ، هدف و غرضى دارد و در برابر هر « چرا ؟ » يك « براى » دارد و اگر انسان ، كارى كه انجام دهد ، در مقابل « چرا ؟ » « براى » نداشته باشد ، آن كار لغو و عبث و بيهوده و پوچ تلقى مىشود . حكما اثبات كردهاند عبث واقعى - كه كار انسان ، عارى از هرگونه غرض و غايتى باشد - هيچگاه از انسان صادر نمىشود و محال است كه صادر بشود . همهء عبثها نسبى است . مثلا فعلى كه از يك شوق خيالى و يك ادراك خيالى منبعث مىشود و داراى غايتى متناسب با همان شوق و همان ادراك است ، نظر به اينكه فاقد غايت عقلانى است آن را « عبث » مىخوانيم . يعنى نسبت به مبدئى كه از آن مبدأ پديد آمده عبث نيست ، نسبت به مبدئى كه از آن پديد نيامده و شايسته بود از آن پديد آيد عبث است . نقطهء مقابل عبث ، « حكمت » است . فعل حكيمانه فعلى است كه حتى به طور نسبى نيز فاقد غايت و غرض نباشد ، و به عبارت ديگر ، غرض معقول داشته باشد ، و علاوه بر غرض معقول داشتن ، توأم با انتخاب اصلح و ارجح بوده باشد . پس حكيمانه بودن فعل انسان ، بستگى دارد به غايت داشتن و غرض داشتن آن ، آن هم غايت و غرض عقلپسند كه با تشخيص اصلح و ارجح توأم باشد . علىهذا انسان حكيم انسانى است كه اوّلا در كار خود ، غايت و غرضى دارد ، ثانيا در ميان هدفها و غرضها اصلح و ارجح را انتخاب مىكند ، ثالثا براى وصول به غرض اصلح و ارجح بهترين وسيله و نزديكترين راه را انتخاب مىكند . به عبارت ديگر : حكمت يا حكيم بودن انسان عبارت است از اينكه انسان از روى كمال دانائى ، براى بهترين هدفها ، بهترين شرائط ممكن را انتخاب كند ؛ و به تعبير ديگر : حكمت يا حكيم بودن مستلزم اين است كه انسان در برابر همهء « چرا » ها يك « براى » داشته باشد ، خواه آن « چرا » ها به انتخاب هدف مربوط باشد يا به انتخاب وسيله . - چرا چنين كردى ؟ - براى فلان هدف . - چرا آن هدف را ترجيح دادى ؟ - به دليل فلان مزيّت . - چرا از فلان وسيله استفاده كردى ؟ - براى فلان رجحان . در زندگى انسانى هر كارى كه نتواند به « چرا » ها پاسخ معقول دهد ، به هر اندازه