مرتضى مطهرى

45

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

و قرار دادن معتزله در مقابل خود ، كلاه معتزله را در تاريكى برداشتند . مسلّما اين جهت ، در شكست معتزله در اوايل قرن سوم در ميان تودهء عوام ، تأثير بسزائى داشت . كار اين اشتباه عاميانه بدانجا رسيده كه پاره‌اى از مستشرقين ، دانسته و يا ندانسته ، معتزله را به عنوان « روشنفكران ضد سنّت » معرفى كنند . ولى افراد وارد مىدانند كه اختلاف ديد و نگرش معتزله و اشاعره هيچ‌گونه ربطى به ميزان پايبندى آنها به دين اسلام ندارد . معتزله عملا از اشاعره نسبت به اسلام دلسوزتر و پايبندتر و فداكارتر بودند . معمولا نهضتهاى روشنفكرى ، هر چند از يك خلوص كامل برخوردار باشد ، در مقابل متظاهران به تعبّد و تسليم ، و لو اينكه از هر نوع صفا و خلوص نيّت بىبهره باشند ، مورد چنين اتهاماتى در ميان عوام واقع مىشود . اگر چه اختلاف معتزله و اشاعره در مورد حق عقل و استقلال و عدم استقلال عقل در مورد مسائل مربوط به « عدل » يعنى حسن و قبح ذاتى افعال آغاز شد ولى دامنهء اين بحث بعدها به مسائل « توحيد » نيز كشيده شد . در آن مسائل نيز معتزله براى عقل ، حق دخالت قائل بودند ولى اشاعره تعبّد به ظواهر حديث را لازم مىشمردند . بعدا در اين مورد توضيح بيشترى خواهيم داد . غرض و هدف در افعال خدا كم‌كم نوبت به مسألهء چهارمى رسيد كه آن نيز از امّهات مسائل كلامى است و زائيدهء مسائل قبلى است ، و آن اينكه آيا افعال ذات بارى ، معلّل به اغراض و غايات هست يا نه ؟ چنان كه مىدانيم و بديهى است ، انسانها در كارهائى كه انجام مىدهند هدف و غرضى را در نظر مىگيرند . انسان در هر كار خود يك « براى » دارد : چرا درس مىخوانى ؟ « براى » اينكه دانا و توانا بشوم . چرا كار مىكنى ؟ « براى » اينكه تحصيل درآمد و معيشت كنم . و همينطور در مقابل هر « چرا ؟ » يك « براى » وجود دارد ؛ و همين « براى » ها است كه كار انسان را « معنىدار » مىكند . هر كار كه هدف معقول داشته باشد ، يعنى براى خير و مصلحتى صورت بگيرد ، كارى با معنى شمرده مىشود . كار بىهدف مانند لفظ بىمعنى است ، و مانند پوست بىهسته است كه پوك و پوچ است ، و البته هر « براى » و هر « معنى » به نوبهء خود ممكن است كه يك « براى » و يك « معنى » ديگر داشته باشد ، ولى در نهايت امر ، بايد منتهى شود به چيزى كه غايت بودن و معنى بودن ،