مرتضى مطهرى
113
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مگر خداوند با كسى دشمنى دارد كه به انگيزهء دشمنى ، حق او را از بين ببرد ، و يا نيازمند است كه حق كسى را بربايد و به خود اختصاص دهد ؟ ! انگيزهء ظلم يا عقدههاى روحى است و يا نيازها و احتياجها ، و چون انگيزهء ظلم در خداوند وجود ندارد پس ظلم دربارهء خداوند معنى ندارد . او قادر مطلق و عليم مطلق و حكيم مطلق است ؛ هم عالم به نظام احسن و اصلح است و هم قادر به ايجاد آن . علىهذا دليلى ندارد كه خداوند ، جهان را طورى بيافريند كه بر خلاف وضع احسن و اصلح باشد . مسلّما آنچه به نام شرور ناميده مىشود اگر بر ضدّ نظام احسن و اصلح بود ، آفريده نمىشد . اين گروه احياناً اگر جرياناتى را مشاهده كنند كه از نظر خودشان قابل توجيه نباشد آن را به نوعى حكمت و مصلحت كه بر ما مجهول است و فقط خداوند از راز آن آگاه است توجيه مىكنند و به عبارت ديگر آن را به « سرّ قدر » تعبير مىكنند . شك نيست كه اين طرز تفكر و نتيجهگيرى ، خود ، نوعى استدلال است و استدلال صحيحى هم هست . اين دسته مىتوانند بگويند فرضاً مشكل بعضى از شرور قابل توجيه نباشد ، به واسطهء قصور فهم بشر از رازها و اسرار جهان است . بشر وقتى كه خود را در جهانى مىبيند پر از راز و پر از حكمت ، طبعاً اگر در چند مورد خاص به راز حكمت و سرّ مصلحت پى نبرد نبايد در اصل مطلب ترديد كند . انسان اگر كتابى را مطالعه كند و در سراسر كتاب ، دقت و درايت و قوّت انديشهء مؤلّف را مشاهده نمايد و در چند مورد هم بعضى عبارات ، مجهول و لا ينحل بماند ، طبعاً حكم مىكند كه من مقصود مؤلف را در اين چند مورد نمىفهمم ؛ هرگز حكم نمىكند كه به دليل لا ينحل ماندن اين چند مورد ، مؤلف فاقد درايت و دقت و فهم و ادراك بوده است و ساير مطالب به حسب تصادف ، با معنى درآمده است . نهايت خودخواهى و جهالت است كه مجهول ماندن يك يا چند قسمت كتابى كه شخصيت علمى نويسندهاش در سراسر كتاب به ثبوت رسيده است حمل بر جهالت او ، و اتفاقى و تصادفى بودن همهء مطالب حكيمانه بشود . عوام اهل ايمان ، هرگاه با اين مسائل روبرو شوند ، به طريق فوق ، مشكل را براى خود حل مىكنند . همچنانكه قبلًا گفتيم ، طبقهء اهل حديث ، در معارف الهى طرفدار تعبّد و سكوتند و طبعاً در اين مسائل از اظهار نظر خوددارى مىكنند ، و در حقيقت راهشان همان راه عوام است نه راه ديگرى . اشاعره از متكلّمين نيز راهى را رفتهاند كه طبعاً مسألهاى براى آنها باقى نمىماند كه نياز به حل داشته باشد . اما ساير متكلمين ، و همچنين طرفداران روش حسى و تجربى در الهيّات ، راه حلّ مشكلات عدل الهى را جستجو و