مرتضى مطهرى

112

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

برافرازند و خود را از فارابى و بو على و صدر المتألّهين برتر شمارند . آرى ، اين عده مىپندارند حكمت الهى اسلامى همان فلسفهء قديم يونانيان است و چيز علاوه‌اى ندارد و ناروا هم داخل اسلام شده است . اينان ، نفهميده يا فهميده ، جنايت عظيمى نسبت به اسلام و معارف اسلامى مرتكب مىگردند . حكمت اسلامى با فلسفهء يونان همان اندازه متفاوت است كه فيزيك اينشتين با فيزيك يونان . دلائلى هست كه حتى الهيّات ابن سينا هم بطور كامل به اروپا نرفته است و اروپائيان از اين گنجينهء ارزنده هنوز هم بىخبرند . براى نمونه ، ذكر مورد ذيل كافى است : در پاورقيهاى جلد دوم « اصول فلسفه و روش رئاليسم » ( 1 ) تذكر داده‌ايم ، سخن معروف دكارت « من فكر مىكنم پس وجود دارم » كه به عنوان فكرى نو و انديشه‌اى پرارج در فلسفهء اروپا تلقّى شده است ، حرف پوچ و بىمغزى است كه بو على آن را در نمط سوم « اشارات » با صراحت كامل و در نهايت وضوح طرح كرده و سپس با برهانى محكم باطل كرده است . اگر فلسفهء ابن سينا براى اروپائيان درست ترجمه شده بود ، سخن دكارت با برچسب « ابتكارى نو » و « فكرى تازه » مبناى فلسفهء جديد قرار نمىگرفت . اما چه بايد كرد كه فعلا هر چيزى كه مارك اروپائى دارد رونق دارد اگر چه سخن پوسيده‌اى باشد كه سالهاست ما از آن گذشته‌ايم . اكنون به پاسخ پرسشهايى كه در بخش اول طرح كرديم مىپردازيم . ما اين پرسشها را تحت چهار عنوان طرح كرديم : تبعيضها ، فناها و نيستيها ، نقصها ، آفتها . از اين چهار نوع ، قسمت اول را تحت عنوان « تبعيضها » و باقى را تحت عنوان « شرور » پاسخ مىگوييم و لازم مىدانيم قبلا اشارهء مختصرى به مشربها و مسلكهاى مختلف در حلّ اين گونه اشكالات بنماييم . راهها و مسلكها راهها و مسلكها در حلّ مشكلات مربوط به عدل الهى متفاوت است . معمولا اهل ايمان كه در پرتوى دين و مذهب به خداوند ايمان دارند با يك پاسخ اجمالى وجدان خود را قانع مىسازند ؛ با خود چنين مىانديشند كه ادلّهء قاطع ، وجود خداى قادر عليم حكيم را اثبات كرده است ؛ دليلى ندارد كه خداى قادر عليم حكيم ، ظلم كند ؛

--> ( 1 ) . چاپ شده در سال 1333 شمسى .