مرتضى مطهرى
89
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اعتقاد ايرانيان قديم به مبدئى براى نيكى و مبدئى ديگر براى بدى كه بعدها با تعبير « يزدان » و « اهريمن » بيان شده از همينجا پيدا شده است . بر حسب آنچه تاريخ نشان مىدهد ، نژاد آريا پس از استقرار در سرزمين ايران ، به پرستش مظاهر طبيعت - البته مظاهر خوب طبيعت از قبيل آتش ، خورشيد ، باران ، خاك و باد - پرداختند . بر حسب اظهار مورّخين ، ايرانيان بدها را نمىپرستيدند ، ولى مردمانى از غير نژاد آريا وجود داشتهاند كه بدها و شرور را نيز به دستاويز راضى ساختن « ارواح خبيثه » پرستش مىكردهاند . آنچه در ايران قديم وجود داشته ، اعتقاد به دو مبدأ و دو آفريدگار بوده است نه دوگانهپرستى ؛ يعنى ايرانيان ، قائل به شرك در خالقيّت بودهاند نه شرك در عبادت . بعدها زردشت ظهور كرد . از نظر تاريخ ، بروشنى معلوم نيست كه آيا آيين زردشت ، در اصل ، آيينى توحيدى بوده است يا آيينى ثنوى ؟ « اوستا » ى موجود ، اين ابهام را رفع نمىكند ، زيرا قسمتهاى مختلف اين كتاب ، تفاوت فاحشى با يكديگر دارد . بخش « ونديداد » اوستا صراحت در ثنويّت دارد ، ولى از بخش « گاتاها » چندان دوگانگى فهميده نمىشود ، بلكه بر حسب ادعاى برخى از محقّقين ، از اين بخش ، يكتائى استنباط مىگردد . به علّت همين تفاوت و اختلاف بزرگ است كه اهل تحقيق معتقدند اوستايى كه در دست است اثر يك نفر نيست ، بلكه هر بخش آن از يك شخص است . تحقيقات تاريخى در اينجا نارسا است ، ولى ما بر حسب اعتقاد اسلامىاى كه دربارهء مجوس داريم مىتوانيم دين زردشت را در اصل ، يك شريعت توحيدى بدانيم ، زيرا بر حسب عقيدهء اكثر علماى اسلام ، زردشتيان از اهل كتاب محسوب مىگردند . محقّقين از مورّخين نيز همين عقيده را تأييد مىكنند و مىگويند نفوذ ثنويّت در آئين زردشت ، از ناحيهء سوابق عقيدهء دو خدايى در نژاد آريا قبل از زردشت بوده است . البته تنها از طريق تعبّد ، يعنى از راه آثار اسلامى مىتوانيم شريعت زردشت را يك شريعت توحيدى بدانيم ، اما از نظر تاريخى ، يعنى از نظر آثارى كه به زردشت منسوب است ، هر چند بخواهيم فقط « گاتاها » را ملاك قرار دهيم نمىتوانيم آئين زردشتى را آئين توحيدى بدانيم ؛ زيرا حدّ اكثر آنچه محققان در باب توحيد زردشت به استناد « گاتاها » گفتهاند اين است كه زردشت طرفدار « توحيد ذاتى » بوده است ، يعنى تنها يك موجود را قائم به ذات و غير مخلوق مىدانسته است و آن « آهورامزدا » است و همهء موجودات ديگر را ، حتى اهريمن ( انگره مئنيو ) را آفريدهء آهورامزدا مىدانسته است ؛ و به عبارت ديگر زردشت براى درخت هستى بيش از يك ريشه قائل نبوده