هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

90

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

داده‌اند ابن ابى الدينار بلاذرى در تاريخ خود و نيز واقدى است برخى از اينان معتقدند كه او در باب الفراديس به خاك سپرده شده و برخى ديگر معتقدند كه يزيد بن معاويه آن را در قبر پدرش به خاك سپرده در مسجد يا در قلعه شهر نيز گفته شده است . پس از آن به وسيله فاطميها از دمشق به عسقلان انتقال يافت و تا قرن پنجم هجرى در آنجا ماند از جمله كسانى كه چنين اعتقادى دارند عثمان مدوخ در كتاب خويش العدل - الشاهد فى تحقيق المشاهد است كه پس از بيان اين مراحل مىگويد : دليل اين مطلب آن است كه يكى از علماء به جايى نزديك به باب الفراديس آمد و شروع به خراب كردن آنجا كرد تا جايى براى نگهدارى كتاب خود بسازد كه در ديوار طاقى محكم يافت كه سنگى بزرگ جلويش قرار داشت و روى آن مطالبى حكاكى شده بود كه مفهوم آن اين بود كه اينجا آرامگاه سر مبارك امام حسين ( ع ) است موضوع را با والى شام در ميان گذاردند والى خود به آنجا آمد و آن را ديد و دستور داد كه در آنجا چيزى نسازند آنگاه موضوع را با سلطان عبد المجيد خان فرزند سلطان محمود خان در ميان گذاشت . او هم دستور داد كه با حضور گروهى از علما و امرا و چهره‌هاى سرشناس مردم به جستجوى آنجا بپردازند آنها نيز سنگى را كه نوشته روى آن حك شده بود يافتند و جايى را زير آن خالى يافتند وقتى حاضران آنجا را ديدند دستور داد همانگونه كه بود آن را بجاى خود بگذارند و جريان را به سلطان عبد المجيد در ميان گذاشت او نيز دستور داد تا دور سنگ را نرده‌اى از نقره ، بسازند . مؤلف در ادامه مىگويد : من وزن نرده را مىدانستم و آن را هفتاد هزار درهم تخمين مىزنم و پس از آن مىافزايد : اين نشانه ، دليل بر آن است كه سر مبارك امام در دمشق به خاك سپرده شد و حدود صد سال بعد آرامگاه عسقلان پيدا شد و سر مبارك به وسيلهء طلائع - بن رزيك در نيمه قرن ششم از عسقلان به قاهره ، انتقال يافت . وجود سر مبارك را در قاهره يعنى جايى كه هم اكنون نيز آرامگاهش برقرار است عبد الرحمن كدخدا القردغلى نيز به هنگامى كه تصميم گرفته مسجد مجاور مسجد - الشريف را توسعه دهند ، تأييد كرده است . گفته مىشد كه ثابت نشده كه در اين آرامگاه سر مبارك ، به خاك سپرده شده باشد لذا مىخواست تا در اين باره در برابر مردم تحقيق كند . لذا استاد جوهرى شافعى و استاد شيخ الجلوى مالكى كه دو تن از بزرگان علماى آنجا بودند در آنجا رفتند و چارپايه‌اى چوبى از جنس ساج را يافتند كه روى آن طشتكى از طلا قرار داشت و روى طشتك پرده‌اى از ابريشم سبز رنگ قرار