هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
88
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
دارند بطورى كه آنچنان كه برخى نويسندگان آنها را برشمردهاند به 9 روايت بالغ مىشوند آنچه كه بيشتر شيعه بر اساس برخى روايات ، بر آنند اينكه سر مبارك امام همراه جسد در كربلا به خاك سپرده شده و امام زين العابدين از يزيد خواست كه آن را به وى ببخشد و او نيز بخشيد و در راه به مدينه به كربلا رفت و به جسد مبارك ، ملحقش ساخت . روايت دوم حكايت از آن دارد كه يزيد بن معاويه آن را به مدينه فرستاد والى آنجا عمرو بن سعيد بن العاص بود ، عمرو بن سعيد سر مبارك را كنار قبر مادرش ( فاطمه زهرا ( س ) و برادرش امام حسن ( ع ) ، در بقيع به خاك سپرد از جمله كسانى كه بر اين باورند ابو الفداء در تاريخ خود و نيز عمر بن الوردى در جلد اول تاريخ خود و على بن عبد اللّه السمهورى در كتاب خود « وفاء الوفاء باخبار دار المصطفى » است . ابن - ابى الدنيا مىافزايد : سر امام حسين ( ع ) را در خزانهء يزيد بن معاويه يافتند و آن را كفن كرده در دمشق در دروازهء الفراديس ، بخاكش سپردند . و آنچنان كه در « اسعاف الراغبين فى سيرة المصطفى و فضايل اهل بيته الطاهرين » آمده گفته شده است يزيد بن معاويه دستور داد كه سر مبارك را در همه جا طواف دهند و هنگامى كه به عسقلان رسيد كارگزار آن سر را در همانجا به خاك سپرد و هنگامى كه اروپاييها ، عسقلان را اشغال كردند طلائع از وزراى فاطمىها با پول هنگفتى آن را از ايشان خريدارى كرد و چندين منزل را براى دستيابى به آن طى كرد وقتى آن را بدست آورد درون كيسهاى ابريشمين سبز نهاد و روى چارپايهاى از چوب آبنوس نهادش و زير آن را عطر و مشك قرار داد و زيارتگاه حسينى معروف در نزديكى خان الخليلى قاهره را بر آن ، بنا كرد . و نويسندهء مرشد الزوار الى طريق الابرار كه مؤلف « نور العين فى مشهد الحسين » از آن نقل قول كرده مىگويد : برخى علماى معاصر فاطميها نقل كردهاند كه آنچه در قاهره است همان سر امام حسين ( ع ) است كه در عسقلان بوده و در زمان ظاهر فاطمى ، عباس به وى نوشت كه اروپايى نزديك است كه عسقلان را تسخير كنند و در اين شهر ، سرى هست كه گفته مىشود متعلق به امام حسين ( ع ) است و هر كس را كه صلاح مىداند به آنجا گسيل دار تا آن را بگيرد او نيز مكنون الخادم را به اتفاق گروهى از خدمتكاران به آنجا فرستاد و سر را از عسقلان به مصر و از آنجا به كاخ آوردند و در همانجا كه اكنون نيز هست ، نهاده شد و « الظاهر » مسجد الفاكهانى را بنا كرد تا آن را در آنجا قرار دهد و طلائع بن رزيك ( وزير فاطمى ) نيز مسجدى در