هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

87

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

سر امام حسين ( ع ) مورخين به اتفاق بر آنند كه عبيد اللّه بن زياد به هنگامى كه عمر بن سعد را به جنگ امام حسين ( ع ) فرستاد در راستاى اجراى دستور يزيد بن معاويه لعنت اللّه عليه ، سفارشش كرد كه امام را پس از كشتن پاره پاره كند و سر وى را برايش بفرستد ، ابن سعد نيز همين كار را كرد و سر امام حسين و اعضاى خاندان و يارانش را سوار بر نيزه به كوفه آورد و ابن زياد همراه اسرا يا آنچنان كه در برخى روايات آمده پيش از آنها ، به شام فرستاد و عمر سعد اجساد كشتگان خود را به خاك سپرد ولى امام حسين و فرزندان و ياران كشته او را در همان جاى نبرد بجاى گذاشت و پس از آن جسد مطهر امام حسين و برادرش عباس و ياران حسين در همين جايى كه اكنون قبر آنها هست ، به خاك سپرده شد و در اين باره هيچ يك از محدثين و مورخين كمترين ترديدى ندارد . ولى سر امام حسين ، همچنانكه گفتيم همراه ديگر سرها ، به شام فرستاده شد و يزيد بن معاويه آن را درون طشتى پيش روى خود قرار داد و با چوبدستى كه در دست داشت دندانهاى او را مورد ضربه قرار مىداد و بنا به آنچه يكى از راويان بازگفته اين اشعار را مىخواند : - اى كاش نياكانم در بدر مىديدند كه چگونه خزرج از درد نيزه‌ها ، مىنالند . - و اگر مىديدند به هلهله مىپرداختند و شاديها مىكردند و مىگفتند اى يزيد دست‌مريزاد . آنگاه سر به خاك سپرده شد اينكه چه هنگام و در كجا اين كار صورت گرفت چيزى است كه مورخين و راويان در آن اختلاف نظر پيدا كرده‌اند و گفته‌هاى متعددى