هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

76

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

برادرش يادآور مىگرديد كه عمر بن سعد با لشكريانى كه در برخى روايات به سى هزار و برخى ديگر بيش از آن تخمينشان مىزنند از كوفه بيرون آمد و در روايت ديگرى ابن زياد كوفه و اطراف آن را به جنگ عليه امام حسين بسيج كرد و تهديد كرد كه هر كس قادر به حمل سلاح باشد و به جنگ امام حسين درنيايد به قتلش برساند ، نتيجه اين شد كه زندانها پر از شيعيان امام حسين گرديد و گروهى از آنان مخفى شدند ، ياران بنى اميه و فرصت‌طلبان و طمع‌كاران و منفعت‌جويان كه بيشترين تعداد را در كوفه تشكيل مىدادند به جنگ امام حسين درآمدند ولى در مورد روايت پنج هزار جنگجو كه برخى مورخين بدان استناد مىكنند اضافه بر اينكه جزو مراسيل است شرايط و اوضاع و احوال حاكم بر جريان از اين دست كه تنها وقتى همه گونه مقدمات و زمينهء كار فراهم آمد بايد اقدام كرد و هر گونه احتياطى را در نظر گرفت ، آن را تأييد نمىكنند بويژه براى كسى كه اهل كوفه را مىشناسد و از عدم ثبات و تزلزل آنان آگاه است معقول نيست كه اين تعداد اندك را براى اين كار برگزيند . در هر صورت انبوه لشكريان اعزامى از كوفه راه بر امام حسين ( ع ) بستند و ناگزيرش ساختند در كربلا يعنى جايى بدور از آب و غير مناسب براى جنگيدن ، رحل اقامت افكند آنها هر دم حلقهء محاصره را بر وى تنگتر كردند و طبق دستورى كه از سوى عبيد اللّه بن زياد به آنها رسيده بود مانع از دسترسى وى به آب شدند وقتى امام حسين تعداد زياد آنان را ديد و دريافت كه در صورت عدم تسليم شدن به يزيد بن معاويه مصمم به جنگ وى هستند لذا عمامه رسول خدا ( ص ) را بر سر گذارد و سوار بر شترش شد و سلاح بدست گرفت و نزديك اردوگاهشان شد بطورى كه صدايش را مىشنيدند و پس از سپاس و ستايش خداى ، از آنان دربارهء نامه‌هايى كه به او نوشته بودند و پيمانهايى كه با خود بسته بودند ، پرسيد و هنگامى كه منكر سخنانش شدند دستور داد نامه‌ها را نشان دهند نامه‌ها در دو بسته بزرگ بود كه آنها را ميان آنان پخش كرد بطورى كه نامه‌ها را همه ديدند و شنيدند و هر يك از كسانى را كه نامه نوشته بودند به نام خواند در ميان آنان عده زيادى بودند كه خود برايش نامه نوشته بودند و با خدا پيمان بسته بودند كه با همه توش و توان خود به ياريش بشتابند كه در اينجا همگى سكوت اختيار كردند و پاسخش ندادند ، آنگاه از ايشان پرسيد كه براى چه خواهان كشتن وى هستند آيا انتقامى است كه از او مىگيرند يا مالى از آنها به غصب گرفته است يا بخاطر بدعتى است كه در اسلام آورده ؟ و با نام بردن مردانى به نام آنها پرسش كنان فرياد