هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
51
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
در هر صورت ، مسلمانان در حجاز و خارج از آن و به هنگامى كه معاويه را ديدند كه پس از وفات امام حسن ( ع ) ، در پى زمينهچينى و فراهم آوردن مقدمات - ولايتعهدى پسر بىبندوبار و هرزهاش يزيد برآمده است دست به دامان امام حسين ( ع ) گرديدند و از وى كمك خواستند . امام حسين ( ع ) آنان را به شكيبايى و انتظار و پرداخت منطقى و حكمتآميز مسائل ، دعوت مىفرمود . عبد اللّه بن همام السلولى برخورد و نارضايى و خشم مسلمانان در رابطه با ولايتعهدى يزيد را طى ابيات زير ، بازگفته است : - و اگر « رملة » يا « هند » را هم بياوريد با او به عنوان امير المؤمنين بيعت مىكنيم ( از يزيد بهترند ) . - همين كه كسرايى مىميرد كسرايى ديگر بجاى او مىآيد و بدين ترتيب سه تا را متناسب يكديگر برشمردهايم . - آنچنان خشمگين و غضبآلوده هستيم كه حتى اگر خون همهء بنى اميه را سركشيم بازهم خشممان فرو نمىنشيند . - رعيت شما از ميان رفتهاند و شما غافل مشغول شكار خرگوشان هستيد . و در « سيرهء اهل البيت » أبو علم آمده است كه : مروان بن الحكم كه كارگزار معاويه در مدينه بود به معاويه نوشت كه عمرو بن عثمان يادآور شده است كه گروهى از مردم عراق و چهرههاى سرشناس اهل حجاز ، گرد امام حسين ( ع ) گرد آمدهاند و او ديگر قابل اطمينان نيست من در اين باره به تحقيق پرداختم و متوجه شدم كه اكنون قصد مخالفت دارد و مىخواهم كه نظرت را در اين باره برايم بنويسى . معاويه برايش نوشت : نامهات بدستم رسيد و آنچه را درباره حسين يادآور شده بود دانستم ؛ مبادا كمترين آسيبى به وى برسانى همانگونه كه به تو كار ندارد تو نيز با او كارى نداشته باش چه ما تصميم نداريم مادام كه در بيعت ما وفادار مانده و متعرض حكومت ما نشده است ، متعرض او شويم بنابراين تا آنگاه كه چيزى بر تو آشكار نشده ، او را به حال خود رها كن . و هم او به امام حسين ( ع ) نوشت : اما بعد بدان كه درباره تو چيزهايى شنيدهام كه اگر واقعا درست باشد ترا از آن برحذر مىدارم و به خدا كه هر كس با خداى پيمان بندد و عهدى گذارد شايسته است كه بدان وفا كند و كسى چون با موقعيت و مقام و منزلتى كه خداوند برايت در نظر گرفته بيش از ديگران برازندهء وفادارى به عهد خود هستى حال به عهد خود وفادار باشد كه هرگاه از در مخالفت با من درآيى مخالفتت