هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
50
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
تمام عمر خود تا پيش از فتح اسلامى در باديه مسيحى بودهاند و در پرتو عرفها و عادات آن زيسته بودند با پذيرش اسلام بر تمامى آنچه كه عادت كرده بودند و از پدران و اجدادشان به ارث برده بودند ، غلبه كردند و آنها را به فراموشى سپردند به علاوه خود معاويه در خانوادهاى مشرك زاده شد و پرورش يافت و در همهء برخوردهاى خصمانه قريش با اسلام ، در كنارش بود و در دوران كودكى و جوانى در دامان پدر و مادرى كه هارترين و بىلگامترين خلق خدا و سرسختترين دشمنان اسلام و بنى هاشم و علويها بشمار مىآمدند پرورش يافت و او و پدر و مادرش تنها دو سال پيش از وفات پيامبر ( ص ) وارد اسلام شدند و در همان حال ، در نهان شرك مىورزيدند ولى با اين وجود ، معاويه داراى آنچنان كياست و فراستى بود كه در بيشتر اوقات ، به آنچه كه عموم مسلمانان پاىبند بودند ، تظاهر مىكرد و حتى در سالهاى امارتش بر شام و حكومتش بر بلاد اسلامى توانست بسيارى از آنچه را كه عليه اسلام نهان داشته بود ، پنهان نگاه دارد و با وجودى كه در محيط و خانوادهاى كه سرسختترين دشمنان اسلام و كينتوزترين آنها بشمار مىآمدند توانست در برابر تودههاى مسلمان به عنوان كسى كه پاىبندى بسيارى بدان دارد ، خود را وانمود سازد و به علاوه بيشتر حكام اموى با اينكه در محيط باديه و در ميان مسيحيان رشد و نمو نيافته بودند همچون يزيد بن معاويه همه ظواهر اسلامى را زير پا مىگذاردند و همه گونه رفتار و كردار منافى با تعاليم اسلام داشتند . خلاصه اينكه آنچه برخى نويسندگان در توجيه پديدههاى زندگى يزيد با تربيت باديهاى و مسيحى او انجام دادهاند بر اساس منطقى قرار نداشته و چيزى آن را تأييد نمىكند و به نظر من دليلش تنها اين بود كه او از جمله احمقها و نادانانى بود كه شهوتها و كينههايشان زمامشان را بدست داشتند و از مسائل سياسى هيچ سررشتهاى نداشتند ، بهترين دليل اين امر اقدام وى به كشتن امام حسين و همراهان و اعضاى خانوادهاش و دربدر ساختن زنان و كودكانش از اين شهر به آن شهر بود ؛ حال آنكه آنها از تبار پيامبر خدا بودند و ميليونها مسلمان آنان را گرامى مىداشتند و با ديدن آنها به ياد رسول خدا و اسلام راستين مىافتادند و پس از آن اقدامش در يورش آوردن به مدينه و قتل مردم آن و عرضه زنانشان بر ارتش شام تنها به اين جرم كه آنها اقدام امام حسين را گرامى داشتند و قتلش را محكوم كردند و سپس اقدام وى در محاصره مكه و ويران - ساختن كعبه و بسيارى ديگر از اقداماتش را كه جز به سبك مغزى و حماقت و نادانى نمىشود توجيه ديگرى كرد بهترين دليل بر اين مدعاى ماست .