هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
64
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
مىافزايد كه پيامبر از در مطايبه به عمر بن الخطاب فرمود : نگران مباش كسى كه از عثمان بهتر است حفصه را به همسرى مىگيرد و عثمان نيز با كسى كه از حفصه سر است ازدواج مىكند . بعدها ، پيامبر با حفصه ( دختر عمر ) ازدواج كرد و عثمان نيز بنا به ادعاى بيشتر مورخان ، ام كلثوم را از پيامبر خواستگارى و با او ازدواج كرد . و حدود شش سال را با وى گذراند . در اين فاصله اسلام گامهاى بلندى به پيش برداشته بود و به بيشتر مناطق - عربنشين حجاز راه يافته و بويژه پس از صلح حديبية و پيروزىهاى پس از آن در خيبر ، مكه و هوازن و ديگر جنگها و غزوات كه از آنها پيروز در آمد ، براى خود قدرتى شده بود . روايات بسيارى اشاره به اين دارند كه عثمان بن عفان با او خوشرفتارى نمىكرد و ملاحظه پيامبر اكرم را نيز باور نداشت و با وجود او ، چندين همسر ديگر اختيار كرد و مرگ ام كلثوم بر اثر ضربات بيرحمانه عثمان بر او بود كه به شكستن استخوانهايش انجاميد و در حالى كه غسل بر گردن داشت در تشييع جنازهء او شركت جست . از آنجا كه عثمان باعث مرگ ام كلثوم شده بود ، پيامبر از حضورش در جمع تشييع كنندهها خشنودى نداشت بنابراين رو به سوى مسلمانان كرده فرمود : هر كس غسل به گردن دارد بر جنازه حاضر نشود ؛ منظور او عثمان بود ولى عثمان سخن پيامبر را ناشنيده گرفت ؛ پيامبر ( ص ) چندين بار ديگر اين مطلب را عنوان فرمود و تهديد كرد چنانچه فرد مورد نظر خود بازنگردد نامش را بر ملا خواهد ساخت ؛ عثمان يقين كرد كه اگر همچنان نشنيدهاش بگيرد رسوا خواهد شد بنابراين به بهانهء ناراحتى كه برايش پيش آمده از پيامبر اجازهء مرخصى خواست و ناگزير بىسروصدا از صف تشييع كنندگان جدا شد ، مرگ ام كلثوم در ماه شعبان از نهمين سال هجرت بوقوع پيوست . در « تاريخ الخميس » به نقل از محمد بن عبد الرحمن بن زراره آمده كه پيامبر ( ص ) خطاب به تشييع كنندگان فرمود : آيا كسى از شما هست كه شب گذشته با همسرش نزديكى نكرده باشد ؟ ابو طلحه گفت : آرى من اى رسول خدا . فرمود : به گور درآ و بخاكش بسپار . ابو طلحه زيد بن سهل انصارى چنين كرد : « النجارى » و گروهى ديگر از محدثين نيز اين روايت را نقل كردهاند .