هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

594

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

و خشونت با شيعيان ، فروگذار نكرد شيعيان كوفه از همه بيشتر رنج و عذاب مىكشيدند . معاويه ، مغيرة بن شعبه را كارگزار آنجا كرد و سفارشش كرد كه آنان را درس عبرت ديگران كند و در هيچ مناسبتى ، از دشنام على و فرزندانش نگذرد و پس از به هلاكت رسيدن مغيرة ، زياد بن سميه بجاى وى نشست او شيعيان را مىشناخت و از احوالشان آگاه بود لذا هر كس از ايشان را كه به دستش افتادند ، به قتل رساند و دست و پاى بسيارى را قطع كرد و بسيارى را بريد و آنان را بر تنهء نخلها ، بدار آويخت و بيشتر آنها را به شهرهاى ديگر ، تبعيد كرد . معاويه به همهء كارگزارانش در عراق نوشت كه : جستجو كنيد و وقتى با دليل و برهان كسى را يافتيد كه على ( ع ) و اهل بيتش را دوست مىدارد او را از صفحه روزگار ، محو سازيد و حقوقش را قطع كنيد و به او روزى ، ندهيد . و طى نامهء ديگرى به كارگزارانش نوشت : هر كس در مظان دوستى و هوادارى از اين گروه بود او را تنبيه كنيد و خانه‌اش را خراب سازيد . و به نقل از امام محمد باقر ( ع ) در مقام توصيف آنچه كه شيعيانشان در دورهء معاويه ، از رنج و عذاب و محنت ، تحمل كردند ، آمده است كه فرمودند : در هر كوى و برزن و شهر و ديار شيعيان ما كشته شدند و دست و پاى آنها را به مجرد تهمت يا گمان ( هوادارى از ما ) قطع مىگرديد هر كس متهم به دوستى ما مىشد كشته مىگرديد و به زندان انداخته مىشد و خانه‌اش ويران مىگرديد و اموالش به غارت مىرفت و كار بجايى رسيده بود كه فرد ، آرزو مىكرد متهم به كفر و الحاد شود و مورد تهمت دوستى ، اهل بيت قرار نگيرد « 1 » . و يكى ديگر از شرايط آنچنان كه مورخان معتقدند ، اين بود كه پدر آن حضرت ، متعرض سويى نشود ولى معاويه همين‌كه به قدرت دست يافت و جاى پايش محكم گرديد و كارگزارانش را بر شهرهاى مختلف اعزام داشت نخستين سفارشى كه به آنها كرد اين بود كه روى منبرها ، به دشنام و ناسزاگويى به على بن ابى طالب بپردازند و همهء دستگاه را به كار گرفت تا احاديثى در برترى و فضل خلفاى سه‌گانه و نيز بدگويى از على ( ع ) ، جعل شود و آنگاه كه پس از « عام الجماعة » ( سالى كه صلح در آن واقع شد ) مغيرة بن - شعبه را بر كوفه گمارد ، دستش را بازگذاشت كه بنا به صلاح خودش و اطلاع و خبرگىاش در همهء موارد ادارى و نظامى ، و هر كارى خواست انجام دهد و او را سفارش كرد تا بر سر منبرها و در اجتماعات ، على را دشنام گويد مغيرة و ديگر كارگزارانى كه

--> ( 1 ) نگاه كنيد به صفحه 15 جلد سوم شرح نهج البلاغة .