هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
591
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
و در ادامه مىگويد : آنچه ترديدى در آن نيست اينكه واگذاردن خلافت ( به معاويه ) تحت شرايطى صورت گرفت كه هيچگونه آزادى انتخاب وجود نداشت و مسأله جنبهء ناگزيرى داشته است چرا كه امام حسن علاوه بر خيانتهايى كه در ميان يارانش ، با آنها مواجه بود با دشمنى طرف بود كه تعدادش بيش از ياران او بود و از نيرنگ و شگردهاى بيشترى برخوردار بود . و مىافزايد : و نيز چيز ديگرى كه در آن هم ترديدى نيست آن است كه امام حسن به اين دليل كه معاويه محقتر يا سزاوارتر از اوست يا اينكه معاويه اصولا شايستگى خلافت را دارد ، در برابر او ، عقب ننشست بنابراين او در صورتى بدين كار دست زد و در برابر مردم آن را آشكار كرد كه در دل از اين شرايطى كه او را واداشته بود به چشم خود ، شاهد خلافت معاويه به عنوان خليفه مسلمانان باشد ، آزرده بود و خيلى هم از اين عقبنشينى ، نفرت داشت لذا عقب نشستن امام حسن نزد شيعيانى كه مغلوب شده و گرفتار معاويه شده بودند ، يك تقيه بشمار مىآمد « 1 » .
--> ( 1 ) نگاه كنيد به صفحات 324 و 326 از كتاب ياد شده .