هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

592

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

معاويه و شرايط صلح آنچه ترديدى در آن نيست اينكه امام حسن ( ع ) على رغم واگذاشتن قدرت به معاويه تحت شرايطى كه چنين واگذارى را تحميل مىكرد ، براى خود ، شيعيان و ياران پدرش شرايطى را گذارد كه در منابع موجود ، سند موثقى حاكى از چند و چونى اين شرايط و تعيين اطمينان‌بخش كم و كيف آنها ، در دست نيست . معاويه در آغاز به اين شرايط ، تن داد و با خدا پيمان بسته بود كه به آنها عمل كند و از همان آغاز در اين زمينه خيلى سخاوتمندانه برخورد كرد نه از آن جهت كه او راهى جز صلح نداشت و صلح يگانه راه نجات او بشمار مىرفت بلكه به اين دليل كه او بنا به عواملى كه ذكر كرديم و از جمله مهمترين آنها ، مشروعيت يافتن حكومتش از طريق صلح ( به نظر خودش ) ، ترجيح مىداد كه بجاى به كار بردن نيروى نظامى براى رسيدن به قدرت از راه صلح ، وارد شود ولى على رغم پيمانهايى كه با خود بست و اطمينانهايى كه نسبت به وفاى به هر آنچه متعهد شد و به امام حسن ( ع ) داد همهء مورخين از جمله آنهايى كه به معاويه و حزب او تعصب هم مىورزند ، متفق القولند كه او به هيچ يك از آنها ، وفا نكرد و پس از آنكه وارد كوفه شد و جاى پايش محكم گرديد اعلام كرد كه به هيچ كدام پايبند نخواهد بود و او در سخنرانى برابر انبوه بسيارى از مردم كوفه اظهار داشت : بدانيد كه هر شرطى را كه به حسن بن على واگذاردم اينك زير پاى خود مىنهم و به هيچ‌كدامشان ، عمل نخواهم كرد و عملا نيز همهء مواد توافقنامه صلح را زير پا گذارد و آنگاه كه فشارش بر شيعيان تشديد شد و به ستوهشان آورد گروهى از آنها در مدينه خدمت امام حسن ( ع ) رسيدند و مصرانه از وى خواستند كه موافقتنامه را زير