هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
576
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
افتادم كه فرمود : اين فرزندم سرور اهل بهشت است و خداوند به وسيلهء او ميان دو گروه بزرگ از مؤمنان صلح برقرار خواهد كرد . پس خداى را سپاس گفتم كه گروه مرا يكى از آن دو گروه مؤمن ، قرار داده است « 1 » . او از اين جهت خوشحال بود و با شادى تكبير مىگفت كه اين حديث او و گروهش را جزء مؤمنان ، قلمداد كرده بود حال آنكه سخن پيامبر به عمار را كه بيشتر صحابه آن را نقل كردهاند ، او و گروهش را جزو جفاپيشگانى قرار مىدهد كه بايد با آنها جنگ كرد تا بالاخره تن به حكم الهى دهند . شگفت اينجاست كه دكتر طه حسين با اين حديث برخورد سطحى و بدور از منطق حوادث و شرايطى كه بيشتر به جعلى بودن و غير واقعى بودن حديث اشاره دارند ، مىكند ايشان پس از ترجيح درستى حديث مىگويند : اين حديث در نفس اين كودك ( امام حسن ) جاى خاصى باز كرده بود و به نظر مىرسد به هنگامى كه فتنه برخاست و او سعى كرد با مشورت با پدرش - در آن جاها و مواردى كه قبلا يادآورى كردم - ميان دو گروه از مسلمانان صلح برقرار كند و بدين ترتيب ، پيشبينى جدش را تحقق بخشد و به نظر مىرسد كه گريهء او در آن هنگام تنها به دليل همدردى و اظهار شفقت بر پدر نبوده بلكه از اين غمگين بوده كه آنچه را جدش در وى ديده پيشبينى كرده بود ، تحقق نپذيرفته بود و در ادامه مىگويد : امام حسن با تعداد بزرگى از اهل عراق خارج شد او آنطور كه بيرون مىرفت ظاهر قصد جنگ داشت ولى در نهان ، در انديشهء صلحى ميان خود و معاويه بود تا پيشبينى جدش را تحقق بخشد . واقعا اين چنين برخورد سطحى در رابطه با امام حسن ( ع ) و نيز حديث ياد شده ، از سوى طه حسين ، شگفتآور است حال آنكه متون تاريخى تأكيد دارند كه انديشهء صلح ، تا آخرين لحظات ، مورد توجه امام حسن نبوده و تنها هنگامى بدان تن مىدهد كه همچنانكه گفتيم از مقاومت كردن سودى عايد نمىبيند و آن را براى اسلام زيانآور مىيابد [ در اين صورت است كه به صلح مىانديشد ] . و در مورد حديثى كه برخوردش با آن مانند كسى است كه معدنى سرشارى را كشف كرده است ما پيش از اين عيبهاى اين حديث و برخى شواهدى را كه نشان مىدهد ساخته و پرداخته امويها به منظورهايى است كه ياد كرديم - يادآور شديم .
--> ( 1 ) المسعودى ، « مروج الذهب » صفحه 52 از جلد دوم .