هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

563

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

و در علل الشرايع آمده كه معاويه ، عمرو بن حريث و الاشعث ابن قيس و حجار بن - ابجر و شيث بن ربعى را تحريك كرد و وعده داد كه هر كس امام حسن را به قتل رساند صد هزار ( درهم ) و فرماندهى يكى از لشكرهاى شام و يكى از دخترانش را به وى اعطا كند وقتى اين خبر به اطلاع امام حسن رسيد از آن پس هرگز بدون جوشن ، بيرون نمىرفت و حتى به هنگام نماز نيز آن را در نمىآورد يك بار هم يكى از آنها نيزه‌اى به سويش پرتاب كرد كه ( به علت پوشيدن جوشن ) كارگر نيفتاد . بدون ترديد ترور امام بوسيله عراقيها ، قدرت دربست بدست او مىافتاد و نقشهء او اين بود كه در صورت عدم دستيابى به صلح با اين كار ، بىآنكه درگير جنگى شده باشد راه خود را هموار سازد ترور وى به وسيله عراقىها ، نهايت آرزوى او بود تا هم ناگزير به جنگش نشود و هم مسئوليت كشتن او و خاندان و يارانش را در برابر افكار عمومى جهان اسلامى كه در هيچ شرايطى چنين گناهى را بر وى نمىبخشايند ، به عهده نداشته باشد . البته اين بدان معنا نيست كه معاويه براى همگام شدن با افكار عمومى يا با اسلام ، از هدفها و منافع خود دست كشيده باشد در نظر او قدرت و تكيه زدن بر اريكهء آن ، از هر چيز ديگرى مهمتر و باارزشتر بود او در اين راه بسيارى از مقدسات را زير پا گذارد و هزاران تن از افراد نيك و بىگناه را كه سد راه نيل به اين هدف و تثبيت موقعيت خود يافت ، به كشتن داد ولى او با استفاده از شيوه‌هاى نيرنگ و فريب و گمراه‌سازى و با تكيه بر تخصصى كه در اين كارها داشت ، راه مناسبتر را براى خويش ، بر مىگزيد . امام حسن ( ع ) در انديشهء صلح با معاويه و كنار آمدن با او نبود ولى وقتى اخبار از هم فروپاشى لشكريانش و نيز روى آوردن بيشتر فرماندهان به سوى معاويه را شنيد در صدد برآمد تا قصد آنان را آزمايش كند و تصميمشان را ، بيازمايد لذا به اتفاق همراهانش در منزلگاهى ايستاد و طى سخنانى بر ايشان ، اشاره‌اى گذرا به صلح و وحدت كلمه كرد و فرمود : به خدا سوگند كه من آرزو مىكنم خيرخواهترين كسانى براى خلق خدا باشم نمىخواهم كينه كسى را بدل گيرم يا براى كسى بدخواه باشم و مشكلى براى كسى ، فراهم آورم بدانيد آنچه كه در جمع بودن ، ناخوشايند شماست بهتر از چيزى است كه در عين پراكندگى ، دوست داريد بدانيد كه من بيش از شما ، خيرخواه شما هستم پس با فرمانم مخالفت مكنيد و از من روى بر متابيد خداوند شما و مرا مورد غفرانش قرار دهد و من و شما را در آنچه كه رضا و مشيت اوست ، رهنمون شود .