هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
562
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
نخستين نامهء خود به امام حسن ( ع ) آن را مطرح ساخت و ميان اهل عراق ، شايع گرداند و اين شرط را با ايشان در ميان گذاشت كه هيچ كارى بدون نظر خواهى از او انجام ندهد و در هر كارى كه طاعت خدا و رسول ، منظور باشد ، با وى مخالفت ننمايد و به علاوه طرح هر پيشنهاد ديگرى را نيز به وى واگذارد اينها همه را بدين منظور مطرح مىكرد كه مىدانست صلح با چنين پوشش و شكلى كه عرضه شده مورد قبول بسيارى قرار مىگيرد و تقسيمبنديهايى را در صفوف ارتش ، در پى مىآورد كه وى را وادار به صلح مىكند زيرا در اين صورت صلح همچنانكه در مورد پدرش ( حضرت على ( ع ) ) نيز مصداق داشت يكى از دو شرّى است كه زيان كمترى دارد . حضرت امير المؤمنين على ( ع ) نيز به همين ترتيب در برابر وى ( معاويه ) تن به پذيرش حكميت و موافقت با ابو موسى اشعرى به عنوان نماينده اهل عراق در برابر عمرو عاص ، داد زيرا با توجه به تقسيمبندى بخش بزرگى از ارتش و روى آوردن به ايدهء حكميتى كه معاويه - پس از قرار گرفتن در تنگنا و حتى پس از اينكه چيزى نمانده بود به دست مالك اشتر و سربازان قهرمان همراهش ، به اسارت در آيد - پيشنهاد كرده بود از ادامهء جنگ ، بهتر بود . اضافه بر اين ايدهء صلح با چنان شرايطى كه مطرح شد در واقع به صورت سلاحى در دست خائنان اهل عراق در خواهد آمد و به نظر اكثريت مردم كار معاويه در درگيرى احتمالى جنگ و آسيب رسيدن به حسن و حسين و بزرگان صحابه را توجيه مىكند . اوضاع همان گونه كه معاويه ارزيابى كرده بود ، جريان يافت ايدهء صلح با چنان فرمى كه داشت منجر به ايجاد تشويش و نگرانى و هرج و مرج در صفوف ارتش و رهسپار شدن عبيد اللّه بن عباس و تعدادى از سران و زعماى قبايل به سوى معاويه و تماس برخى ديگر ؛ از طريق نامهنگارى با او ، گرديد . او خود نيز به نوبهء خويش با هر گونه وسيلهء تبليغاتى كه در اختيار داشت امام حسن را در جريان همهء اخبار آنها و اقداماتشان قرار مىداد تا نسبت به نتايج جنگ ، نااميدش سازد و جز صلح ، راهى در پيش نداشته باشد و همچنانكه با ارائهء آمار و ارقام ثابت خواهيم كرد وضع چنين نيز شد . شيخ مفيد در ارشاد خود و طبرسى در « اعلام الورى » مىگويند : اهل عراق طى نامههايى ، اطاعت و فرمانبرى خود از معاويه را به وى ابلاغ كردند و او را به رهسپار - شدن سوى خويش تشويق و ترغيب كردند و به وى تضمين دادند كه اگر خواسته باشد امام حسن را به هنگام نزديك شدن به ايشان يا حمله آوردن بر آنها ، تسليم وى كنند .