هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

559

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

بيشتر مورخين مدعى شده‌اند كه عبيد اللّه به اتفاق چند هزار تن از همراهانش ، وارد اردوگاه معاويه شد و او نيز به وعده‌اش وفا كرد ، مردم با دميدن صبح متوجه موضوع شدند ؛ آنها منتظر بودند كه عبيد اللّه بر ايشان نماز صبح را بجاى آورد ولى او را نيافتند و بجاى او قيس بن سعد نماز گزارد و وقتى از جريان كار عبيد اللّه مطمئن شدند قيس به سخنرانى پرداخت و او را مورد نكوهش قرار داد و ايشان را به شكيبايى و استوارى فراخواند و به جنگ و نبرد با معاويه به هر قيمت دعوتشان كرد و آنها نيز پذيرفتند و او از منبر به زير آمد و به اتفاق ايشان به جنگ معاويه رفت او نيز با ارتش خود به فرماندهى بسر بن ارطاة با آنان روبرو شد و كسانى را به ميان ياران قيس فرستاد كه ندا در مىدادند فرمانده ايشان عبيد اللّه نزد معاويه است و حسن بن على نيز با صلح موافقت كرده و براى چه خود را به كشتن مىدهيد . در اينجا ، مورخين مدعى شده‌اند كه قيس به اهل عراق گفت : يكى از اين دو كار را برگزينيد يا بدون رهبر ، به نبرد برخيزيد و يا تن به بيعت تباه كننده‌اى دهيد و همگى پاسخش دادند كه ما بدون رهبر و پيشوا ، مىجنگيم سپس به سوى دشمن يورش بردند و طرفين نبرد سختى با هم داشتند كه به سود آنها پايان گرفت و « بسر بن ارطاة » به اتفاق همراهانش ، شكست خورده و ناكام به اردوى خود بازگشت . و در روايت « مقاتل الطالبيين » آمده است كه قيس بن سعد ، پس از آنكه نماز صبح را با مردم خواند براى لشكريان باقى مانده به سخنرانى پرداخت و به ايشان قوت قلب داد و به ثبات عزم و جهاد با معاويه ، فراخواندشان . و از جمله چنين گفت : اين عبيد اللّه هم خودش و هم پدر و برادرش هرگز خيرشان به كسى نرسيده است پدرش كه عموى پيامبر بود همراه مشركين در بدر بود كه ابو اليسر كعب بن عمرو انصارى او را به اسارت گرفت و نزد پيامبر خدا ( ص ) آوردش و ايشان نيز از وى فديه گرفتند و ميان مسلمانان تقسيم كردند و پسرش عبد اللّه را نيز كه امير المؤمنين به كارگزارى بصره گمارده بود بيت المال را به سرقت برد و به مكه رفت و با آن كنيزكانى خريدارى كرد و گمان مىكرد اين كار از سوى او و خانواده‌اش رواست و خود او را نيز به - كارگزارى يمن گماشت و در مصاف با بسر بن ارطاة گريخت و دو فرزندش را به كشتن داد و اينك نيز مىبينيد كه چه‌كار كرده است . اين سخنان وى ، تأثير عميقى بر شنوندگان بجاى گذاشت و صدايشان از هر سو بلند شد كه : سپاس خداى را كه او را از ميان ما بيرون ساخت . و با وى پيمان بستند كه تا آخرين نفس ، همراهش باشند .