هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

557

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

گردآمده‌ها تكميل گرديد امام حسن نيز به آنها پيوست و المغيرة بن نوفل ابن عبد المطلب را بجاى خود بر كوفه گذارد و فرمانش داد تا مردم را بر برانگيزاند و آنان را به خارج شدن و پيوستن به لشكريان ، تشويق كند . مورخين روايت مىكنند كه همين‌كه لشكريان تكميل شدند امام حسن نيز در رأس آن قرار گرفت ؛ برخى تعداد آن را به چهل هزار و برخى ديگر به شصت هزار و بيشتر ، تخمين زده‌اند . وقتى به دير عبد الرحمن رسيد سه شبانه روز در آنجا ، اقامت گزيد و عبيد اللّه بن عباس را فراخواند و به وى فرمود : اى عموزاده من دوازده هزار تن از دلاوران عرب را همراهيت كرده‌ام برخى مردان « مضر » نيز ( در بين راه ) به تو ملحق خواهند شد راه ساحلى را پيش گير تا بر فرات بگذرى و به « مسكن » رسى و از آنجا به استقبال معاويه روى . به آنها كه رسيدى آنان را بپذير و روى خوش نشانشان ده و به گرمى استقبالشان كن و به خود نزديكشان گردان كه آنها مورد اعتماد امير المؤمنين بوده‌اند حال اگر با معاويه برخورد كردى او را به بند گير تا به تو برسم كه من ، در پى تو مىآيم و چنان كن كه همه روزه خبرت به من برسد . همراه او دو تن از بهترين فرماندهان مسلمان در اخلاص و جهاد و فداكارى در راه خدا يعنى قيس بن سعد بن عبادة و سعيد بن قيس الهدائى را گسيل داشت و دستورش داد كه هيچ تصميمى بدون آنها نگيرد و در هر كارى ، با آنان مشورت كند و به وى فرمود : وقتى به معاويه رسيدى با او به جنگ نپرداز تا اينكه خود آغازگر جنگ باشد و اگر آسيبى ديدى قيس بن سعد در رأس قرار گيرد و اگر او نيز آسيبى ديد فرماندهى پس از وى بر عهده سعيد بن قيس باشد . عبيد اللّه به همراه مردمى كه در رأسشان قرار داشت دشتها را پشت سر گذاشت و بالاخره به « فلوجه » و از آنجا به « مسكن » رسيد معاويه به آنجا رسيده بود عبيد اللّه بن عباس نيز در برابرش ، جاى گرفت ؛ روز بعد معاويه گروهى را براى شبيخون زدن بر لشكريان عبيد اللّه گسيل داشت كه در برابرش ايستادگى كردند و ناگزير به فرارش ساختند . معاويه مطمئن شده بود كه امام حسن ( ع ) پس از آنكه تمامى امتيازهاى چشمگيرى را كه او طى نامه‌هايش پيشنهاد كرده بود نپذيرفت تصميم به ادامهء نبرد دارد او با الهام از طبيعتى كه با نيرنگ و فريب و دروغ و خيانت آميخته بود اطمينان داشت كه پايدارترين مردم و مصمم‌ترينشان و آنها كه از همه پرهيزكارترند نيز در معرض لغزش و در افتادن به طمع‌ورزى ، و تسليم شدن در برابر حرص و آز خويشند لذا سياست خود را