هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
552
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
و انصار ، تهمت روا داشتى كه اين كار را از تو نپسنديدم ، ما و مردم ، بر تو گمان بد نداريم و به كسى بد نكردهاى و زشتى روا نداشتهاى و من همواره منطق قوى ترا خوش دارم و يادت را به نيكى مىبرم . و ادامه داد : اين امت على رغم اختلافى كه ميان خود دارد برترى شما و سابقه شما ( در اسلام ) و خويشى شما را نسبت به پيامبرتان و نيز مقام و موقعيتتان را در اسلام ، منكر نمىشود و امت چنان مصلحت ديده كه اين امر را بنا به موقعيتى كه قريش نسبت به پيامبرشان دارند - به ايشان واگذارد و مصلحان مردم از قريش و انصار و ديگر مردم و عموم آنها چنين تشخيص دادند كه اين امر را به كسى از قريش بسپارند كه سابقهء بيشترى در اسلام دارد و به خدا داناتر است و او را بيشتر دوست مىدارد و در برابر امر خدا ، استوارتر است و در اين رهگذر ابو بكر را برگزيدند و اين نظر كسانى بود كه صاحب دين و فضل بودند . اين كار كينه آنها را در دلهاى شما برانگيخت حال آنكه نه به آنها و نه به گماشتن خطاكارانى كه در اطراف خود داشتند نبايد كينه مىورزيدند . و اگر مسلمانان در ميان شما ، كسى را مىيافتند كه همان مزاياى او را داشت و جايش را مىگرفت و از حريم اسلام دفاع مىكرد و از واگذاردن كار به ديگرى جز او ، خوددارى نمىكرد ولى آنها كارى را كه به صلاح اسلام و اسلاميان تشخيص دادند ، انجام دادند و خداوند در ازاى اسلام و اسلاميان ، بهترين پاداشها را نثارشان كند . دعوتت را به صلح ، دريافت كردم ، وضع امروز من و تو مانند همان وضعى است كه شما پس از وفات پيامبر ( ص ) با ابو بكر داشتيد و اگر مىدانستم كه تو براى ادارهء رعيت از من كاردانترى و بر اين امت مراقبت بيشترى مىكنى و سياست كاراترى داراى و توان رويارويى بيشترى با دشمن دارى و برگرد آوردن اموال ، قدرتى بيش از من دارى ترا سزاوار مىدانستم و دعوتت را پاسخ مىگفتم ولى من دانستهام كه مدت زمان درازترى از تو ، ولايت كردهام و تجربهام با اين امت از تو فزونتر است و سن بيشترى از تو دارم بنابراين حق آن است كه تو به آنچه كه مرا دعوت كردى ، درآيى و به طاعتم وارد شوى در اين صورت تو جانشين من خواهى شد و هر آنچه از بيت المال عراق خواستى ، بردار و به هركجا خواستى برو و ماليات هر آبادى كه بخواهى از عراق ، به تو واگذار مىكنم تا كمك مخارجت باشد و فرد مورد اطمينان خودت همهساله آنها را گرد مىآورد و تو حق دارى كه هيچ كس به تو توهينى روا ندارد و هيچ كارى بىمشورت تو صورت نگيرد و در هر كارى كه اطاعت خداى را منظور كرده باشى ، مورد