هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
53
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
بنا به اتفاق مورخين و محدثين در هر اذيت و آزار و شكنجه و محروميتى كه در تمام مراحل متحمل شد ، شريكش بود و آنگاه كه قريش توافق كردند كه بنى هاشم را تحريم و محاصرهء اقتصادى كنند و از ضرورىترين نيازهاى زندگى محرومشان سازند و از مكه بيرونشان كردند و در شعب ابو طالب گردشان آوردند و هر دم حلقهء محاصره را بر آنان تنگ و تنگتر كردند تا از گرسنگى بميرند يا به قريش بازگردند و بتهاى آن را پرستش كنند ، پس از اين توافق و به دنبال اجراى بند بند آن بانوى بزرگوار خديجه ، بىكمترين ترديدى ، به همراه همسر ارجمندش بيرون شد و از خانه و كاشانه و ثروتش به طيب خاطر و با اطمينان به راه درست و پيروزى نهايى كه در انتظار ايمانآورندگان به حق و شكيبايان بر شكنجه و آزار در راه خداست ، در گذشت . او در حدود سه سال در آن حصار با وى بسر برد و طعم رنج و گرسنگى و محروميت و بيم و نگرانيهاى محاصره را لمس كرد ، به سن پيرى رسيده بود و ضعف و سستى و فرتوتى به سراغش آمده بود شصت سال را پشت سر داشت ولى با اين حال به اتفاق ديگر محاصرهشدگان از جمله محمد ( ص ) بر هر گونه ستم و بىعدالتى و نالهء محروميت و گرسنگى كودكان ايستادگى كرد و با تمامى قريش و غرور و نخوتشان روياروى گرديد . اين نقشهء قريش همچون تدابير پيشين ، محكوم به شكست بود . ميان آنها كه توافقنامه را امضا كرده بودند اختلاف نظر افتاد خداوند موريانهاى را مأمور كرد ، كه به استثناى لفظ جلاله ، توافقنامه را طعمهء خود كند ، گروهى از سرشناسان مكه توافق كردند كه محاصره برداشته شود و به بنى هاشم فرصت بازگشت به خانههايشان را فراهم آوردند و رو سياهى به زغال ماند ؛ كار پيامبر ( ص ) عظمت تازهاى يافت و پس از شكست قريش و ناكامى آنها ، قدم به مرحلهء جديدى گذارد و تقدير چنين بود كه در دهمين سال بعثت ، پيامبر عمويش ابو طالب توانمندترين ياران خود و سرسختترين آنها در برابر تلاشهاى قريش و پيروانشان را از دست بدهد ، و چند روز يا چند ماهى پس از آن - به تفاوت رواياتى كه نقل شد - شريك خود در جهاد و فداكارى و نخستين كسى كه از ابتداى بازگفتن داستان وحى به او ايمان آورده و همراهش شده بود و كسى كه همهء ثروت و مكنت و آسايش و راحت خود را تا آخرين نفس نثار كرده بود ، از دست بدهد . اين دو فاجعه بر پيامبر سخت گران آمد ، در مكه جاى عمويش اين ياور و پشتيبان را و در خانه نيز جاى شريك فداكاريهايش را خالى يافت . قريش در اين سال كه « عام الاحزانش » ( سال غمها ) ناميد بر او سختتر گرفت