هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

506

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

نيازش را برآورده كنى برتر از آنى است كه از تو بهره گرفته است . و به يك شاعر مبلغ زيادى مال بخشيد ، يكى از حاضران به او گفت : پناه بر خدا آيا به شاعرى كه خدا را معصيت مىكند و ياوه مىگويد ، چيزى مىدهى ؟ فرمود : اى عبد اللّه بهترين بخشش آن است كه بدان وسيله خود را در امان نگاه داشته باشى و يكى از كارهاى نيك ، دور گرداندن شر است . مردى دست نياز به سويش دراز كرد به او پنجاه هزار درهم و پانصد دينار داد و به او فرمود : برو كسى را بياور كه پولها را برايت حمل كند . حمالى آورد لباس ابريشمين خود را به او داد و فرمود اين هم مزد حمال . يك نفر اعرابى به نياز آمد فرمود : هر چه در خزانه هست به او بدهيد در خزانه بيست هزار ( درهم ) بود كه همه را به او دادند اعرابى گفت مولاى من نمىخواستى نيازم را بگويم و مدحم را از تو به عمل آورم ؟ امام ( ع ) فرمود : - ما مردمى هستيم كه بخشش فراوانى داريم كه همواره اميد و آرزو را برآورده مىكنيم . - ما پيش از آنكه كسى از ما بخواهد ، مىبخشيم چون پاس آب روى سؤال‌كننده را مىداديم . يكى از اهل شام از كسانى كه معاويه آنان را سرشار از كين و نفرت نسبت به على ( ع ) و آل على ساخته بود بر امام حسن ( ع ) گذشت و امام را مورد دشنام و ناسزا - گويى قرار داد امام ساكت بود و مىدانست كه او على و آل على را تنها از همان ديدى كه معاوية بن هند تصويرشان كرده مىبيند . وقتى فرد شامى سخنان درشت و بىادبانه خود را به پايان رساند امام لبخندى به او زد و به شيوه‌اى آرام و برخاسته از بخشندگى و بزرگوارى با وى سخن گفت و به هر آنچه ديده يا شنيده بود وقعى نگذارد و فرمود : اى شامى گمان مىكنم غريب هستى اگر چيزى بخواهى به تو مىدهيم و اگر راهنمايى بخواهى ترا راهنمايى مىكنيم و اگر گرسنه‌اى سيرت مىسازيم و اگر نيازمندى بىنيازت مىكنم و اگر بىپناهى ، پناهت مىدهيم و به همين شيوه كه سرشار عطوفت و مهربانى بود به سخن گفتن با وى ادامه داد تا بالاخره شگفت زده شد و شرم و خجالت بر او چيره گشت و به دست و پايش افتاد و طلب عفو و بخشايشش مىكرد و مىگفت : خداوند مىداند كه رسالتش را در كجا بنهد . اين گونه او در همهء برخوردهايش ، الگوى والايى از اخلاق متعالى اسلامى كه