هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
505
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
فروتنى و سخاوت امام مورخين دربارهء فروتنى و سخاوتش دهها روايت ذكر كردهاند از جمله اينكه او بر گروهى از مستمندان كه روى زمين نشسته بودند و نانى را كه به همراه داشتند مىخوردند گذشت او را دعوت به همراهى با خود كردند با ايشان نشست و فرمود : خداوند مستكبران را دوست ندارد وقتى نان خوردنشان پايان گرفت آنان را دعوت به ضيافت خود كرد و خوراكشان داد و لباسشان پوشانيد و بر آنها بخشش بسيار كرد ، يك بار ديگر بر فقرايى گذرش افتاد كه مشغول خوردن بودند و وى را به همراهى دعوت كردند از مركبش پياده شد و با آنان به خوردن پرداخت سپس آنان را به خانهء خود برد و به ايشان اطعام و بخشش داد و فرمود : آنها كرم بيشترى دارند زيرا هر آنچه داشتند در برابرم نهادند و ما به جز آنچه به ايشان داديم داريم . محدثين نقل مىكنند كه مردى نيازمند نزدش آمد ، و به او فرمود : نيازت را روى رقعهاى بنويس و براى ما ارسال دار . او نيز نوشت و ارسال داشت دو برابرش را به او داد يكى از حاضران به او گفت : اى فرزند رسول خدا چرا اين نوشته اين قدر بركت داشت ؟ به او فرمود : بركتش براى ما بيشتر بود زيرا با اين كار براى كار نيك ، فرد سزاوارى يافتيم مگر نمىدانيد كه انجام كار نيك بدون درخواست ، مفهوم ندارد در حالى كه اگر پس از درخواست او چيزى دادم در واقع در برابر آبروى او پرداختهام چه بسا او شب را در گيرودار بيم و هراس و اميد گذرانده باشد و نمىداند كه چه مقدار از نيازش برآورده مىشود و كامياب مىشود يا ناكام مىماند و در اين حال نزد تو مىآيد در حالى كه لرزه بر اندامش افتاد ، و قلبش ترسناك است در اين حالت اگر