هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

48

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

كه حكايت از آن دارد كه سفر تجارتى محمد به شام و موفقيتهاى بدست آمده - به ترتيبى كه بيان كرديم - زمينه را براى ازدواج فراهم ساخت . گروهى از مورخين و مؤلفين سيره بر آنند كه ازدواج محمد با خديجه از نتايج و دستاوردهاى سفر تجارتى نبوده و نفيسه بنت منبه نيز واسطگى ميان آنها را بر عهده نداشت بلكه واسطهء اين امر ، خواهر خديجه ( هاله ) و بنا به خواست او ، بوده است . در تاريخ يعقوبى به نقل از عمار ياسر آمده كه مىگويد من در مورد نحوهء ازدواج خديجه با محمد ، از هر كس آگاهترم ؛ من دوست محمد ( ص ) بودم روزى به اتفاق ميان صفا و مروه ، قدم مىزديم كه با خديجه و خواهرش هاله ، مواجه شديم ، وقتى چشمش به رسول خدا افتاد خواهرش هاله نزدم آمد و گفت : اى عمار آيا دوست تو تمايلى به ازدواج با خديجه دارد ؟ در پاسخ گفتم كه اطلاعى ندارم ، پيش محمد رفتم و موضوع را با وى در ميان گذاشتم ، به من گفت بازگرد و قرارى بگذار تا به نزدش برويم وقتى ساعت قرار فرارسيد عمويش عمرو بن اسد را حاضر كرد ، محاسنش را عطرآگين ساخت و وى را آراست ، پيامبر نيز به اتفاق عموهايش و پيشاپيش آنها ابو طالب ، حضور يافت خطبه را خواندند و ازدواج انجام گرفت . عمار ياسر مىافزايد كه خديجه محمد را اجير نساخت ، او ( محمد ) هرگز اجير كسى نگرديد ؛ ابن كثير نيز در تاريخش داستان اين ازدواج را پس از نقل داستان نخست كه نزد محدثين شايع بود ، به همين نحو ، ذكر كرده است . در تاريخ « ابو الفداء » آمده كه وقتى محمد از شام بازگشت و ميسره حوادث راه را براى خديجه بازگفت او مستقيما وى را خواستگارى كرد و ازدواج به بيست بچه شتر ، انجام پذيرفت . من ( نويسنده ) در كتاب خود « سيرة المصطفى » مراحل زندگى پيامبر از كودكى تا ازدواجش با خديجه و روايات راجع به ازدواجش را يادآور شدم و روايت عمار ياسر را بنابه دلايلى كه ذكر كردم ، ترجيح دادم ، اين دلايل و شرايطى كه ازدواج با وجود آنها انجام گرفت هر چه باشند آنچه كه شكى در آن نيست اين است كه اين ازدواج بنا به خواست و تمايل او و پس از آنكه خواستگارى بزرگان قريش و اشراف مكه را نپذيرفته بود ، انجام گرفت ؛ و محمد ( ص ) نيز از آنچنان ويژگيهاى برازنده ، جوانى سرشار و سيما و سيرت زيبايى برخوردار بود كه انگشت بر هر كدام از دوشيزگان مكه و زيبارويان بنى هاشم مىگذاشت جواب رد به وى نمىدادند ولى مشيت الهى بر اين قرار