هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

468

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

خائنين از اينجا و آنجا مبنى بر موافقت با آن و تن دادن به حكم قرآن برخاست ؛ تو گويى با برافراشتگان قرآن قرار قبلى داشتند . اشعث بن قيس در مورد آتش بس از همه داغتر بود و از جمله كسانى بود كه به تمايلاتشان به معاويه شناخته شده بودند و خود داراى سابقهء سرشار از فتنه‌انگيزى و دغل‌كارى بود . در زمان پيامبر ( ص ) اسلام آورده بود و پس از وفاتش همراه با مرتدين ، مرتد شده بود و آن روز با مسلمانان جنگيده بود و پس از شكست مرتدان به مدينه بازگشته بود و دين‌دارى و بازگشتش را به اسلام اعلام كرده بود و أبو بكر خواهرش « ام فردة » را گرفته بود و عمر بن الخطاب براى او اهميتى قايل نشده بود ولى در دورهء عثمان ، كارگزارى برخى ايالات را به وى محول كرده بودند و على ( ع ) او را معزول داشته بود و با وى در كوفه مانده بود ولى كارهاى او را با احتياط زير نظر داشت و داراى مواضع و اخبارى است كه مورخين نقل كرده و نشان مىدهند كه امير المؤمنين هرگز به او اطمينان نكرده بود . علاوه بر او ، ديگرانى نيز بودند كه معاويه آنها را تطميع كرده و با وعد و وعيد و كمكهاى مالى فراوان باعث شده بود كه اينك او را تأييد كنند و به دنبال آن تأييد وسيعى از سوى سران عراق پيدا كند و حضرت على ( ع ) را وادار كنند تا پس از مشاجرات طولانى و دردناكى كه در صفوف عراقيها تزلزلى پديد آورد تن به اين پيشنهاد دهد و حكميت را قبول كند و متون تاريخى تأكيد دارند كه لشكريان بسيارى از عراق چشم به معاويه دوخته و طمع به بذل و بخشش‌هاى او داشته‌اند . در شرح نهج البلاغة آمده است كه وقتى قبيلهء « عك » و « اشعريها » شرطهايى در مورد حق و حساب با معاويه گذاشتند و آنچه مىخواستند بدست آوردند ديگر در ميان اهل عراق از آنان كه ريگى به كفش داشتند كسى نبود كه طمع به معاويه و چشم به او ندوخته بود بطورى كه جريان بر همه آشكار گشته بود و ديگر شواهد و ارقامى كه در اينجا و آنجا ، پژوهنده به آنها برخورد خواهد كرد . به علاوه بايد دانست كه ارتش عراق آميخته‌اى از عراقيها ، حجازيها و اهل بصره بود و در ميان آنها طرفداران عثمان و حتى از جمله شكست‌خوردگان نبرد بصره يافت مىشد كه اينان در جنگ به همراه على نه با انگيزهء ايمان به حق او و تن دادن به حكومتش بلكه با خصومت نسبت به او چون در بصره آنان را از هم پاشيده بود و عشيره و قبيله‌شان را پراكنده بود - مىجنگيدند و رهبران آنان به واسطهء مزدوران معاويه كه در عراق پراكنده بودند در تماس با او بودند .